تبليغاتX
سو سویل سویندیر
به وبلاگ من خوش اومدین امیدوارم بهتون خوش بگذره
سلام.آدرس جدید وبلاگ جدید من:

http://un-couple-elegant.blogfa.com

زوج شیکپوش

زوج شیکپوش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

تقدیم به شما 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

آذربایجان مارالی 

 

آی گوزل قز آرالی**کونلوم سنن یارالی

 

گوزلرینه حیرانام**آذربایجان مارالی

 

سن بولاق اوسته گلنده**قیقاجی باخب گولنده

 

آلدین صبری قراری**آذربایجان مارالی

 

خوشگل آذربایجان

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط آیسان 

 

سلام دوستان خوبین؟؟؟ همون طور که خودتون مستحضر

 هستین این آخرین آپ وبلاگ منه!!!

 وقتی کسی که من به خاطر اون  این وبلاگو آپ

 میکردم نیست دیگه این وبلاگ هم به دردی نمیخوره

آخرین آپم هم در مورد همون کسیه که من به خاطرش

 وبلاگ زدم و ....

بله خواهرم!!! خواهر عزیزم وقتی بود یه کامنتهای

 مخصوص برام میذاشت که امکان نداشت کسی

 بتونه ازشون سر در بیاره ولی آقا ابراهیم دوست

عزیز بنده لطف کردند و کامنتهای خواهر رو ترجمه

 کردن که البته یکیش هم درست نیست!!

 

خواهر آیسان:

تو بوقلمون بسیخ بکش. آیسان دوبله بالهاشو دریبل

 کن زود باش با اتوبوس بیا خونه خاله تو مسیرت

پفک هم بخر قوت بگیری تا خونه خاله بتونی دووم

بیاری اگه قول بدی بوقلمونا رو تو راه نخوری برات

بستنی میخرم اگه به حرفم گوش نکنی تنبیهت

 می کنم مثه اون دفه که شیرنیای تر رو خوردی

 جلو همه تنبیهت کردم خجالت کشیدی گریه

 کردی فرداش رفتم در یخچالو باز کردم دیدم یه کیک

 خریدی که عکس قلب داره اونم یه کیک 4 طبقه

 که لوکه اش کردی بودی تو یخچال کیکها رو قاش

کردیم پسر لاته رو هم با هم گور به گورش کردیم

فعلا بای

 

 

خواهر عزیز آیسان

صبح بخیر بابا خسته نباش حالا میگی؟

دیر گفتی اون دفه هم که دیدی لولو اومد کیک

 هامون رو خورد شیرینی ها رو هم دوست داشتم

 بخورم خشک و ترم نداشت فقط میخواستم

 حالتو بگیرم بالاخره تر و خشک با هم میسوزن

الان من تا پاشم بوقلمونا رو درست کنم بیارم

ظهر شده. بریم خونه خاله با در بسته روبرو

 روبرو میشیم (تو که میدونی اونا مقرراتی اند)

یادت رفته اون دفه خاله گفت تو راهت سس

بخر یه کم دیر کردی ورداشت صداشو بلند

 کرد گفت دلقک ساعت هشته. یا مرگ یا زندگی

واسه که حالمونو بگیره به آقامون گفت ما ساعت

 ده رفتیم(حالا کار نداریم بابا سنش زیاده زیاد

 گیر نمیده)ولی همین کافی بود بابا در خونه رو رومون

ببنده و واسمون تله بذاره دیدی که گفت یا قوانین

 خونه رو رعایت میکنین یا میگم جیمبو بیاد بخورتتون

مام گفتیم حبیبی ای وای از دست ما ناراحت شدی

 و نرمه نرمه اخلاقش برگشت سر جاش.

 دیگه باید برم وبلاگ ابراهیم. ساعت 8 تلفنی حالتو

میپرسم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

 

*** سلام دوستان  چند وقتی بود که اصلا حوصله آپ کردن

 نداشتم ولی حالا باید به مناسبت قبولیم تو دانشگاه (زبان

فرنسه دانشگاه  تبریز)  آپ میکردم امیدوارم خوشتون بیاد

این آپ با آپهای قبلیم خیلی فرق میکنه  و مفید تره!!!

* گام های بلند بردار تا ردپایی از خودت بر جای بگذاری

*از پیر شدن نترس از رشد نکردن بترس 

*فراوانی آرزو آن را بر باد می دهد

 *عمر دراز عزت را از میان بر میدارد

 *سنگ هم دیوار می سازد هم پل 

*شیر هم از مزاحمت مگس در عذاب است

*هر چیز تازه کهنه ی تغییر بافته است

 *جبران کردن بهتر از عذر خواهی است

 *کاری را که خود میتوانی انجام دهی از دوست خود نخواه

*کوهستان از سنگهای کوچکی تشکیل یافته که به هم

نزدیک شده اند

 *کاری را که احمق در آخر میکند عاقل همان اول میکند

*سر هر پیچ سرنوشت منتظر است 

*هیچ پولی به دوستت قرض نده هر ۲ را از دست

خواهی داد.

 *ما در برابر دروغ های خودمان از همه ساده لوح تریم!!

*نصیحت نکن سر مشق باش

*قدر دانی نباید بی صدا باشد

*لذتی که با دیگری تقسیم شود دو برابر می شود

*اگر نتوانی یاد  بگیری نخواهی توانست یاد بدهی

*فرد دانا خوب میداند که چه چیز ها نمی داند

 *نفرت را از خود دور کن زیرا از تو تغذیه میکند

*ادب قیمتی ندارد اما با آن همه چیز میتوانی بخری

*عفو بهترین انتقام است

*برای اغوای دیگران خودت را فریب نده

 *جاده هموار سفر را ملال انگیز میکند

 *دشمن تو دوستی است که هنوز او را نشناخته ای

 *به دوستت نزدیک باش به دشمنت نزدیکتر

 *بدون طوفان آرامش معنا نخواهد داشت

 *با طوفان نجنگ در آن حرکت کن

 *عشق به قدرت در ضعف رشد میکند

 *پاسخ را رها کن به سوال فکر کن

 *نیازی نیست که حقیقت را به خاطر بسپاریم

 حقیقت خود در خاطر می ماند

 *راز های ما از روحمان حق السکوت میگیرند

 *روح در سکوت سخن می گوید

*قهرمان باش بی آنکه توجه کسی را جلب کنی

 *ایمان بر ترس پیروز می شود

 *وقتی بپذیری  دیگر خشمی وجود نخواهد داشت.

 *محصول به هر چهار فصل نیاز دارد تا برسد

 *برای سفر کردن ابتدا باید از خانه خارج بشوی

 *سخن پوچ به صدای بلند تر نیاز دارد

 *همه چیز هایی که نیاز داری همین حالا هم داری

 *در پی رسیدن به هدف باش نه افتخار

 *آینده را در گذشته طرح ریزی نکن

 *اشتباهات را به سرعت جبران کن

 *آنچه با سخاوت بدهی به تو باز خواهد گشت

 *حقیقت حرف می زند اما با سخنان اندک

 *حرف های خودت تو را کر خواهند کرد

 *هیچ دو چیز شبیه به هم نیستند یکی متکی به

 دیگری است

 *تملق منطق را ضعیف میکند

 *جز را بدون در نظر گرفتن کل نظاره نکن

 *یک فرد میتواند راهگشای یک جمع باشد

 *برای تغییر دادن سرنوشت درونت را تغییر بده

  *ما هر روز را از نو آغاز میکنیم

 *شادی ای که با دیگران قسمت نکنیم ناپایدار است

 *کلمه را اول از دل و سپس از زبان بیرون بیاور

 *قلبی که ایمان داشته باشد از هیچ انسانی نمی ترسد

 *تقدیر خود را در چهره دیگران نبین

 *پیروزی زاییده شکست است

 *روح مهربان مغلوب نمی شود

 *آنچه را هنگام قدرت نپذیرفته ای  با عشق

 به دست آور

 *اجازه نده هیچ انسانی به جای تو فکر کند

 *آن چیز نباش که نیستی

 *برای دوست داشتن دیگران اول باید خود را

 دوست بداری

 *شهامت در مردن نیست در زندگی  کردن است

 *اول از همه دیگران را به یاد آور و آخر از همه خود

 را فراموش کن

 *تواضع دروغین از غرور است

 *آدم های خوب احساس گناه می کنند

 *بدان که هستی و شاد شو

 *زیبایی دروغین دشمنی جز زمان ندارد

 به چیزی اعتماد کن که عمل آن را

 ثابت کرده باشد

 *دری که باز است به نور راه می دهد

 *گذشته را نه پنهان کن و نه در آن زندگی کن

 *هر چه را داریم به ما داده اند

 *زندگی هدیه ای غیر قابل تصور است

 *همواره به قلبت رجوع کن

 *بد بختی همواره به دنبال نادان می گردد

 *هیچ چیز را به خطر نینداز و این پاداش تو خواهد بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط آیسان  | 

 

*اگه یه روز فکر کردی که یه نفر هر جا میری دنبالته

و هر مشکلی واست پیش میاد واسش مهمه و

میخواد بهت کمک کنه.... مطمئن باش اون من نیستم

*فصل چیدن پشم گوسفندان است...زود بخواب فردا

اول صف باشی

 *تهرانیه میخواسته آتش نشونی بشه بهش میگن

 خوب حالا اگه جنگل آتیش گرفت و آب نداشتیم

چی کار می کنیم؟ میگه تیمم میکنیم 

*اگه دیدی یه روز به سیخ کشیدنت   ناراحت نشو

چون خیلی جیگری

*هر وقت دلت برام تنگ شد متن زیر رو بخون

.

.

.

.

 

دیدی دلت برام تنگ شد 

 *اگه عشق من تو نیستی

.

.

.

خوب حتما یکی دیگه اس  

*یارو زنگ میزنه قم میگه یه امام جمعه بفرستین

قمی ها میگن امام جمعه قبلی چی شد؟ میگه اونو

کشتیم امامزاده درست کردیم 

*دستانم را بر کمرت حلقه میزنم لبانم را بر لبانت

میگذارم و از عصاره وجودت میکشم و با تمام وجود فریاد

میزنم:دوستت دارم ای نوشابه

*مژده.. مژده.. آلبوم جدید اندی به بازار امد نوبت خوشگلا

تموم شد... حالا  دیگه تو هم میتونی برقصی

*راههای شناخت یک جواد:

۱-اگه دیدی گوشیش ۶۶۰۰ بدون که طرف .......

۲-اگه دیدی یارو پی کی رو اسپرت کرده بدون که

طرف.......

۳-اگه دیدی عشق تایتانیکه بدون که طرف.....

۴-اگه دیدی وقتی جنیفر رومیبینه از حال میره بدون

که طرف......

۵-اگه دیدی کسی لاک قرمز زده بدون که طرف.....

۶-اگه دیدی یکی این مطلب رو میخونه بدون که طرف....

*اگه دیدی از این وضع خسته شدی.... اگه دیگه از

خودت هم بدت میاد ..... اگه میخوای متحول بشی و

زندگی دوباره رو شروع کنی .... ما بهت کمک میکنیم

****سازمان باز یافت زباله****

*اگه فکر میکنی که به درد هیچ کاری نمیخوری.... اگه

فکر میکنی که بی مصرفی... اگه خودتو بی عرضه

 میبینی......خوب کاملا درست فکر میکنی

 *اگه خواستی یه کسی عاشق هم نفسی عمرشو

 حیرونت کنه جونشو قربونت کنه ........ جون مادرت رو

 ما یکی حساب نکن

 *دنیا دیگه مثل تو نداره.... نداره نمیتونه بیاره

 

میدونی چرا؟چون نسل دایناسورا منقرض شده

*به سیاه پوسته میگن شماپوی بدنت چیه؟

 میگه مشکین تاژ

 

*صفحه رو بده پایین

.

.

.

خب حالا بده بالا(ورزش وبلاگی)

 

*میدونی فرق تو با راه چیه؟

راه رو باید بری تا به آخرش برسی اما تو خودت اخرشی

*میدونی فرق سوزن با فرقون چیه؟

.

.

کور خوندی فکر کردی همیشه این آخر جوابه؟؟

*عاشقان گویند دنیای بوسه عجب دزدیه پر منفعتیه

 که اگر باز پس گیرد دو چندان میشود

*۱۰ تا شاخه گل رو بگیر جلوی آینه حالا بشمر

 

دیدی ۱۱ تان آخه خودتو گلی(شیوا جونم با توام)

*در پی باخت تیم ایران و جریحه دار شدن امت همیشه

 در صحنه نام میوه پرتقال به نارنگی محمدی تغییر یافت

*جام جهانیه ۲۲۴۴.....بازی ایران با جزایر مائو مائو

ضربه راه دور مهاجم ایران که با سرعت راهی دروازه

 حریف بود با برخورد به تابوت علی دایی به اوت رفت

 *تیش ..تیش...دی دی دیدن دین دین... دین دی دین دین

 دیدن دین دیدین... دی دی دی دین دیدن......چیه نتونستی

 بخونی؟ خب آهنگ فوتبالیستها بود دیگه...

 *با دستت پروانه ای رو  میگیری میخوای ببینی زنده اس

 یا نه اگه دستت رو باز کنی فرار میکنه و اگه محکم نگه اش

  داری میمیره... دوستی مثل همینه 

 *تفاوت قلب دختران و پسران:(البته اگه پسرا قلبی هم

 داشته باشن) قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ

 وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر آن دیده نمیشود و اما قلب

 دختران مثل فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما

 در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

 *دست هایی که یاری میرسانند مقدس تر از دست هایی

 هستند که دانه های تسبیح را میگردانند

 *به یه جوجه تیغی میگن:آرزوت چیه؟ اشک تو

 چشماش حلقه میزنه و میگه بغلم کنی

 *جبرعیل مامور شد تا برود از حوابپرسد که چرا از

 میوه ممنوعه خورده حوا نمیتوانست جواب بدهد جبرعیل

 را پیش آدم فرستاد و آدم که نمیتوانست جواب بدهد

  لحظه ای مکث کرد  چون کسی را ندید با صدای بلند

 گفت:حمیییییییییییییییییییید

 *مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس:

 ۱-علی پروین ۲-علی شهین ۳-علی مهین ۴-علی دمبه

 *یه بسیجیه اکس میخوره لباسشو میکنه تو شلوارش

 میگن  اگه دنیا رو بهت بدن چی کار  میکنی؟

 میگه فعلا میخوام ادامه تحصیل بدم

 *فیلم های برگزیده قم:۱-عبا قرمزی ۲-عمامه ای

 برای دو نفر ۳-من حسن شیخ ۱۵ سال  دارم ۴-آخوندی

 از فقس پرید ۵-این آخوند حرف نمیزند ۶-آخوندی با کفش

 های کتانی ۷-آخوندی در آتش

 *غضنفر میره رستوران  گارسون رو صدا میکنه میگه غذا

 چی دارین؟ گارسون میگه غذای امروز ما کاستید جلینیک

  فینوستا با لیموئه غضنفر میگه  کاستید جلینیک فینوستا

 با چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 *میدونی چرا ۲ تا تهرونی هیچ وقت نمیتونن کنار هم

 بخوابن؟ چون تا صبح دعوا میکنن که می وسط بخوابه

 *از غضنفر میپرسن میدونی چرا پرنده ها زمستونا از شمال

 به جنوب پرواز میکنن؟؟ میگه آخه پیاده خیلی راهه

 *به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟

 میگه ترشی مجانی

 *زباله ها را به موقع جلوی در بگذارید... با رفتگرها با احترام

 احترام و محبت برخورد کنید ماهیانه و عیدی آنهارا به موقع

 پرداخت کنید.....اینجا ایران است.... ممکن است یکی از

 همین ها فردا رئیس جمهور شود

 *به فارس میبینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو

 کردی؟؟ میگه میخوام خودکشی کنم میگن چرا دور کمرت؟؟

 میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم 

 *زن:مرد چرا کولر نمیخوری؟ مرد:به درد نمیخوره اونایی

 هم که دارن گذاشتن  رو پشت بوم

 *سبدی پر از موز ... دسته ی گل رز.... پیراهنی  پر از پرز

 ..... همسری مثل بز..... آرزوی من برای توس

 *یه روز یه گرگی رو تو جنگل میبینن که سر تا پاش خونیه

 میپرسن چی شده؟ گرگه میگه رفتم در خونه شنگول

 منگول باباشون درو باز کرد

 *عشق تپه ای است که هر خری از آن بالا میرود

 *همیشه سعی کن مثل پالاز موکت باشی شخصیتت

 کوبیده نشه  و همواره رنگ خودتو حفظ کنی 

 *اگه بگم دوست دارم.... اگه بگم عاشقتم... اگه بگم

  دیوونتم.... اگه بگم برات می میرم... اگه بگم نمیتونم

 فراموشت کنم .... اگه بگم همه زندگیمی ..... اگه بگم

 نفسم به نفست بنده..... دروغ گفتم

 *دوست داری بگم میخوام هر روز صبح با صدات بیدار

 بشم بعد بگم با ساعت بودم؟؟؟ دوس داری بگم چرا رفتی

  بعد بفهمی با برق بودم؟؟؟ دوس داری  دوس داری بگم هر

 جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟؟

 دوس داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی...... نه دیگه

 این دفعه با خودت بودم

 *غضنفر توی عروسی داشته میخونده"میخوام که با بوسه

 گل لباتو پرپر کنم ... یه دفعه ۱۱۰ میرسه غضنفر ادامه میده

 "بعد اون گلای پرپر رو  فدای رهبر کنم

 *خرس ها با یه ظرف عسل خر میشن .. اسب با چند حبه

  قند... طوطی با تخمه... سگ با استخون... راستی تو هنوز

 موز دوس داری ؟؟؟

 *زن خسته شدم چرا نیماد؟مرد: میاد یه کم تحمل کن

 زن:خیس عرق شدم پام درد گرفت بسه دیگه مرد:پس بیا

 با تاکسی بریم

 *میدونی فرق تو با کفش چیه؟ کفش لنگه داره ولی تو

 نداری

 *غضنفر شبا یه پارچ آب خالی بالای سرش  میذاشته

  و میخوابیده ازش میپرسن:آخه خنگ چرا اینجوری میکنی؟

 میگه خب یه موقع نصف شب از خواب پا میشم میبینم تشنه

 ام نیست اون وقت چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 *دو تا پسر حوصله شون سر رفته  بود یکی از اونا گفت:

 بیا شیر یا خط بندازیم اگه شیر شد میریم دوچرخه سواری

 اگه خط شد میریم ماهواره نگاه میکنیم و اگه سکه روی

 لبه اش ایستاد میریم درس میخونیم

 *غضنفر زنگ میزنه ۱۱۸ میگه یه ۱۱۰ بفرستین بقیه اش

 رو آدامس بدین

 *تهرانیه خالی میبنده که ۱۰ بار رفته چین دوستاش میگن

 یه خیابون تو چین اسم ببر میگه شهید بروسلی

 *غضنفر هر روز زنگ کلیسا رو میزده  و در میرفته

 آخر پدر روحانی شاکی میشه  یه روز پشت در کمین

 میکنه تا غضنفر زنگ رو میزنه درو وا میکنه غضنفر هول میشه

 با تته پته میگه:ببخشید عیسی هست؟؟؟

 *یه آقایی کدو تنبل میخره  میذارتش کلاس تقویتی

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

 

 

شوخی با یوسف تیموری ( همون جهان )

- الو... الو... آتشنشانیه . 

_ بله ، بله ، بفرمایید .

-آقا خونم سوخت زندگیم سوخت همه چیم سوخت .

_ اِ ... چه بد ،حالا کی خونت آتیش گرفت ؟

- یه دو سه ساعتی می شه .

_ پس چرا اینقدر دیر تماس گرفتین ؟

- آخه به تلفن دسترسی نداشتم ، براتون نامه فرستادم .

_ چشم الان ما میام... راستی... هیچ پیشنهادی ،

انتقادی ،یه حرفی ، یه نصیحتی به ما آتشنشانها ندارین ؟

- اِ... انتقاد ندارم . ولی اگه یه کم وقت رو بیشتر کنین بهتره .

_چشم بهش میگم ، خداحافظ .

خیلی ممنون، خداحافظ . تق .

[ دیری نمی گذره که ] - آقا پس چرا نیومدید ؟

- خوب شما آدرس ندادین که .

[ و ادامه ی ماجرا ] بی بو بی بو بی بو بی بو  [ اگه الان یه

بوی بدی حس کردین از این نیست چون این بی بو است]

خوب بچه ها همه بیاین پایین . همه صف . از جلو نظام .

بروبچ ، یه کار سختی در پیش داریم که باید به خوبی

انجام بدیم و ..

[ در تموم این مدت خونه داره میسوزه ]

بعد از اینکه حرفها تموم شد صاحب خونه داد و فریاد میکنه

که ای داد ای هوار : تازه یادم افتاد ،دخترم تو خونه

داره می سوزه ... ! 

جهان تا می شنوه داوطلب می شه بره تو خونه .

دم در خونه ایست می کنه ، میگه : چطوری برم ؟

از اینور برم ؟ از اونور برم ؟ از وسط به دو طرف برم  

[ همینطور که داشت با مغز خودش کلنجار می رفت

یکی هولش داد تو خونه . جهان تو آتیش رفت 

و رفت تا رسید تو اتاقی که توش آدم بود .

در اتاق هم قفل بود . جهان با چست و چابکی خاص

خودش در رو باز کرد و رفت تو. 

( البته قبلش در زد ) دید یه دختره اون ته اتاق  

تو آتیش نشسته، جهان چون برای بار چهل و سوم

عاشق شده بود ، رفت جلو سلام کرد .

می خواست دختره رو بیاره بیرون ولی دید نامحرمه

بخاطر همین به دختره گفت خودش بیاد بیرون !

جهان اینقدر با ادب شده بود که قبل از وارد یا خارج

شدن از هر دری ایست می کرد تا خانوم اول بره .

داشتند می رفتند که ناگهان سقف ریخت و راه به

طبقه ی پایینی رو مسدود کرد ] . دختره گفت :

- حالا چیکار کنیم ؟

جهان گفت : خب از پنجره بپریم .

دختره گفت: ای وای ... من نمیتونم

از پنجره بپرم ، شما بلدین ؟

جهان گفت : چه جالب ، شما بلد نیستین ؟ 

من همیشه مثل گربه روی در و دیوار هستم ...

[ یه جهش زمانی رخ می دهد ] .

- خیلی ممنون آقای جهان .

من جونمو مدیون شما هستم . شما جون منو نجات دادین .

من نمی دونم چه جوری از شما تشکر کنم ...

_ خواهش می کنم ؛ وظیفم بود . 

- شما جون خودتونو به خطر انداختید .

شما واقعاً کار بزرگی کردید . 

[ جهان با خودش میگه ، نمیدونم کارم خوب بود ،

کارم بد بود ولی دید دختره داره ازش 

تعریف می کنه ، جو گیر شد چاخان بگه ] :

- یه بار من مجبور بودم از بالای یک ساختمون

هزار و پونصد طبقه بپرم و پریدم

- جدی میگی ؟

_ آره ، این که چیزی نیست، یه بار دیگه یه چاله ی

گنده بود ؛ رفتم توش؛

انقدر عمق داشت که از اونور زمین در اومدم !!!!

- وای ؛ شما واقعاً آدم جالبی هستید .

[ بعد از دل و قلوه دادن های الکی نوبت به دل و قلوه

دادن اصلی میرسه ] ؛

( جهان میخواست بگه ببخشید خانوم ، من دچار بازی 

های پیچیده ی عشقی شدم )

که ناگهان همسر دختره میاد می گه : 

عزیزم ... تو زنده ای ؟!!!  

[ یه جهش زمانی دیگه رخ می ده ]

{ اینک زیر نور افکن اوج شعر من آخرین پرده ... }

[ جهان در آتشخانه ( همون آتش نشانی )

{ مغموم و خسته ، گوشه ای نشسته، بالش شکسته،

میگه این دنیا چقدر پسته ،

هر کی فکر میکنه رسته ، بدون حتما مسته !!}

و زانوی غم بغل کرده و با رئیس آتشنشانی

درد و دل میکنه    

 

***محمد(مردونیوس) از ساری***

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

وقتی جد پدریم یه شب میاد پیش من !!

 

( از زبان جد پدریم ) :

چه صدای دهشتناکی . از توی اتاق بود ؟ 

 نصف شب تو اتاق چه خبره ؟

 یعنی کی میتونه باشه ؟!!!!!    

 ( میبینید این جمله چه پیشینه ی تاریخی داره )؟!!

 رفتم تو اتاق کلیدی رو فشار دادم ناگهان همه ی اتاق

 مثل روز روشن شد. انگار نه انگار که پاسی از شب

 گذشته بود.

 جل الخالق چه چیزایی درست میکنن.

 دنیا چقدر پیشرفت کرده !! بعد از اینکه لامپ را روشن کردم

یکراست رفتم یه چیزی که توش یه نفر زندانی بود و مرتب

 کمک میخواست و با صدایی که باعث آزار گوش میشد ،

داد میزد. 

من گفتم : ای دوست ، از چه رو دربند این جا

و مکانی ؟

احمق حرفمو گوش نمیداد.

 گویا ترانه ای میخواند .

 ناگاه به مغزم خطور کرد همینجوری دگمه ای را بزنم.

 ( حالا نگو دگمه ی روشن شدن کامپیوتر بود .

 اکانت شبانه هم وصل بود و مستقیم به صورت خودکار

 رفت تو یه روم ) 

( خوب چیه، همه چیز برای قهرمان داستان همیشه

آماده هست ) .

 ( ادامه ، به نقل از خودم ) : 

 ( جد پدری من اسمش آرسیکاس هست .

خیلی آدم با حالی هم هست !)

بعد از خوندن مطالب بد آموزی دار توی روم ، جو گیر

میشه و هی مینویسه :

( اگه یه دختر اهل مازندران هست پی ام بده!!!!

 من هی میگم پدر بزرگ ، انقدر حرص نزن تو یه شب

بیشتر پیش من نیستی ، ولی مگه به گوشش میرفت.

 هی مثل سنجاب از این وبلاگ به اون وبلاگ میپرید

و هی وَچوتندی .

{ نمیدونی یعنی چه؟! چتیدن رو برات صرف میکنم :

 وَچَتَم وَچَتی وَچَتَد ( که گذشتش وَچوتندی میشه )

 وَچَتیم وَچَتید وُویچُوتَند زج گ }.

خلاصه ، چشماتونو درد نیارم !! 

( آخه به صفحه ی مانیتور خیره شدین!)

اونشب گذشت و اکانت ده ساعته ی من هم تمام

 شد. ساعت پنج صبح که موقع غیب شدن جد من بود،

 آروم تو گوش من گفت : ( شرم میکنم بگم ) .

گفت : اگه اون دختره آف گذاشت از طرف من مخشو بزن.

 من هنوز دارم فکر میکنم چطور باید مخ یک نفر رو، زد .

 آخه من اصلا دست بزن ندارم !

 مخصوصا اگه طرف یه دختر باشه !!

 یعنی دست روی دختر بلند کنم !!!

 محمد مردونیوس(ساری)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط آیسان  | 

یه روز غضنفر که مجرد بوده میره خارج برای ادامه

 تحصیل     از قضا مش غضنفر اونجا عاشق یه دختر

خیلی پولدار یکی یه دونه میشه و ماجراهایی پیش

 میاد    و ماجرای عشق و عاشقی و خاطر خواهی

 مش غضنفر میشه تیتر روزنامه ها و مجله های ایرانی

 و خارجی!!!!!!!!!!مش غضنفر کلی معروف میشه ولی چه

 سود!! دختره رو که نگرفته !!!

 خلاصصصصصصصصصصهههههههه بعد از ۱۰ سال بابای

 دختره راضی میشه دخترش با غضنفر ازدواج کنه

 و بعد یک سال اونا ازدواج میکنن حالا تو تلویزیون هم

 قضیه عشق غضنفر رو پخش میکنن و سریال و فیلم

سینمایی از اون درست میکنن   و غضنفر هم

کلی خوشحال میشه 

 چون هم با اون حاج خانم ازدواج کرده و هم کلی

 معروف شده!!خلاصه اینا ازدواج میکنن و بعد از ۲۳ سال

 دیگه پسرشون که ۲۲ ساله شده بود میزنه عاشق

 میشه!!!   

پسره عاشق دختر دایی خارجکیش میشه و ول کن

 قضیه هم نمیشه تا اینکه اینا با هم ازدواج میکنن

 در این مدت مش غضنفر خیلی ناراحت میشه و ناراحت

 شدن غضنفر همان و تیتر برتر روزنامه ها شدن هم همانا!

فردای اون روز غضنفر زنشو طلاق میده !! از همه جای

 دنیا خبر نگار و روزنامه نگار میان و طی یک همایش ازش

 می پرسن بالام جان!!!تو که ۱۱ سال دنبال اون دختر پولدار

 بودی که باهاش ازدواج کنی ولی حالا که ازدواج کردی و

 یه پسر ۲۲ ساله هم داری چرا و به چه علتی حاضر

 شدی که طلاقش بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟غضنفر توضیح میده

 که ببم جان!!شما نمی دونین که ازدواج پسرم با دختر

 داییش یه ازدواج فامیلیه و برای ما ضرر داره !!!!!!!!!!!

 نمیگین فردا بچه دار شدن بچه شون خراب !!! از آب

 در میاد؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!تازه! من دیگه طلاق گرفتم و زنم

 دیگه فامیل من نیست!!!پس ازدواج پسرم هم الان دیگه

 فامیلی نیست!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط آیسان  | 

 

تو گلی عین گلهای  قشنگ قالی.... تو به ظرافت تار

و پود فرشهای ایرانی اصلا تو خودت فرش پاتریسی

همون که یه تخته اش کمه!!!!!!!!!!

 اگه از کنار یک گنجشک رد دشی و نپرید فکر نکن 

دوست داره... تو رو آدم حساب نکرده

 پیام اندی:خوشگلایی که نمیخوان برقصن برن

 دنبال گیتار شماعی زاده بگردن!!

 آهنگ جدید اندی:حالا که خوشگلا مثل چماق

نشستن و نمیرقصن...اکیبیری تو پاشو برقص

 دو تا خجالتی با هم ازدواج میکنن بچه شون آب میشه

 یه روز یه نفر فیلم جنگی میبینه جو می گیردش سینه

 تلویزیونو خاموش میکنه!!!

 a girl says to her bf: if u kiss me i ll be yours

 forever.her bf says:thanks for your warning!!

 قرعه کشی قرض الحسنه بسیجیان:۱۰۰۰ دستگاه

تانک ذوالفقار ۵۰۰ قبضه آرپی جی ۲۰۰۰ عدد چفیه اعلا

 هر سانت ریش در هر روز ۱ امتیاز!!!!

 یه نفر ۷ تیرشو میذاره پشت کله یه نفر دیگه!میگه

 اگه تکون بخوری با لگد می زنمت!!!

 تست کنکور افغانستان: از کجا کفتر میایه؟

 ۱)از اون بالا۲)از اون پایین۲)از این کنار ۴)از اون روبرو

 دوس داری خر ماچت کنه؟یا تو خر رو ماچ کنی؟

 یا یکی اینقدر خرت کنه ماچت کنه؟یا یکی خرکی

 ماچت کنه؟یا یکی اینقدر خر باشه که تو رو ماچ کنه؟

 درجات پیری:

  ۱:جنین  ۲:نوزاد ۳:خردسال ۴:کودک ۵:نوجوان

 ۶:جوان ۷:میانسال ۸:کهنسال ۹:فرتوت ۱۰:پیر

 ۱۱:فسیل ۱۲:علی دایی

 تهرانیه داشت ماشینشو می شست بهش میگن

 چرا از پلاک شروع کردی ؟میگه دفعه پیش از سقف

 شروع کردم به پلاک رسیدم دیدم ماشین مال من نیست

 اگر میخواهید زندگی دوباره داشته باشید با ما تماس

 بگیرید(سازمان باز یافت زباله)

 دونی فرق هویج  با مانیتور LCD چیه؟

 .

.

.

.

 

مگه این پایین چه خبره که تا چیزی ازت میپرسن

 میای پایین؟ احمق جون یه خورده فکر کن!!

 سلام من مامور گاز هستم می خواستم ببینم

 اجازه میدی یه گاز از لپات بگیرم؟؟؟

 خیلی بی فرهنگی و بی شعوری

.

.

.

در جوامع امروزی بیداد میکنه

خیلی آشغالی

.

.

 .

برای تمیز موندن شهرمون زحمت میکشه!

تف به مرامت عوضی

.

.

.

برنامه امشب سینماهای تهران!!!

 

کرم ابریشم اکس میزنه پلیور می دوزه!

مامانه داشته واسه بچه اش لالایی میخونده

بعد از یه ربع بچه میگه مامان حالا ساکت شو

 چون میخوام بخوابم!!!!!!!

 one two: i love you

 three four: love me more

 five six:give me kiss

 seven eight: dont be late

 nine ten:hug me then

 دنیاسه رکن داره:۱-اصلا عاشق نشو ۲-اگه عاشق

شدی واسه عشقت نمیر ۳-اگه مردی خاک بر سر

بی جنبه ات بکنن!!!

دستانت را بر کمرم بگذار و از شیرینی وجودم بنوش..

 از طرف نوشابه

 آخه چرا

؟

؟

؟

بگو چرا

؟

؟

؟

آخه چرا تو که می دونی سر کاری بازم میای 

پایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو خیلی بی کاری؟ کارو زندگی نداری؟ خرد و

خوراک نداری؟؟؟درس و مشق نداری؟؟ همش تو

ذهن منی؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟!!!؟؟!!؟!؟!

 کجایی؟ رفیقتو تحویل نمیگیری؟ اون بالا بالا ها برای

 خودت تنهایی حال میکنی.. یه دوتا نارگیل هم بنداز پایین

 می دونی چرا خانوما کمتر فوتبال بازی میکنن؟؟؟

 چون کمتر پیش میاد که ۱۱ تا خانم یکجور لباس بپوشن

 اگه بگم برات میمیرم..اگه بگم نمیتونم فراموشت بکنم..

 اگه بگم دوستت دارم....اگه بگم همه زندگیمی....

 اگه بگم نفسم به نفست بنده..برام پفک میخری؟

 جشنواره فیلم های اصفهانی:

 ۱-دو نفر با یک تخم مرغ

 ۲-تا حالا موز خوردی؟

 ۳-۱۰ نفر زیر یک چتر

۴-من هوشنگ ۱۵ تومن دارم

 ۵-دیشب باز پیتزا خوردم!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط آیسان  | 

 

تازگیا مد شده اونایی که  وبلاگ دارن یه لیست

 

از چیزایی که خوششون میاد و بدشون میاد تهیه

 

میکنن منم برای  اینکه از قافله عقب نمونم این

 

کارو کردم  کار جالبیه

 

 

*چیزایی که  ازشون خوشم میاد:

 

 

 

۱-خدا ۲-خانواده ام ۳-خواهرم ۴-دوستم شیوا

 

 

 

۵-قورمه سبزی ۶-انواع آش ۷-پیتزا ۸-سگ(رکس)

 

 

 

۹-چیپس  ۱۰-لواشک ۱۱-آلبالو ۱۲-شیرینی خشک

 

 

 

۱۳-مزاحم تلفنی ۱۴-مجله جوانان امروز ۱۵-صفحه

 

 

 

دلشوخی ۱۶-استقلال ۱۷-مجهول ۱۸-رنگ آبی

 

 

 

۱۹-پژو ۲۰۶ نوک مدادی ۲۰-مسافرت ۲۱-دختر خاله ام

 

 

 

آیتک ۲۲-زبان انگلیسی