آذربایجان مارالی![]()
خوشگل آذربایجان![]()
سلام دوستان خوبین؟؟؟ همون طور که خودتون مستحضر
هستین این آخرین آپ وبلاگ منه!!!
وقتی کسی که من به خاطر اون این وبلاگو آپ
میکردم نیست دیگه این وبلاگ هم به دردی نمیخوره
آخرین آپم هم در مورد همون کسیه که من به خاطرش
وبلاگ زدم و ....
بله خواهرم!!! خواهر عزیزم وقتی بود یه کامنتهای
مخصوص برام میذاشت که امکان نداشت کسی
بتونه ازشون سر در بیاره ولی آقا ابراهیم دوست
عزیز بنده لطف کردند و کامنتهای خواهر رو ترجمه
کردن که البته یکیش هم درست نیست!!
خواهر آیسان
:تو بوقلمون بسیخ بکش. آیسان دوبله بالهاشو دریبل
کن زود باش با اتوبوس بیا خونه خاله تو مسیرت
پفک هم بخر قوت بگیری تا خونه خاله بتونی دووم
بیاری اگه قول بدی بوقلمونا رو تو راه نخوری برات
بستنی میخرم اگه به حرفم گوش نکنی تنبیهت
می کنم مثه اون دفه که شیرنیای تر رو خوردی
جلو همه تنبیهت کردم خجالت کشیدی گریه
کردی فرداش رفتم در یخچالو باز کردم دیدم یه کیک
خریدی که عکس قلب داره اونم یه کیک 4 طبقه
که لوکه اش کردی بودی تو یخچال کیکها رو قاش
کردیم پسر لاته رو هم با هم گور به گورش کردیم
فعلا بای
خواهر عزیز آیسان
صبح بخیر بابا خسته نباش حالا میگی؟
دیر گفتی اون دفه هم که دیدی لولو اومد کیک
هامون رو خورد شیرینی ها رو هم دوست داشتم
بخورم خشک و ترم نداشت فقط میخواستم
حالتو بگیرم بالاخره تر و خشک با هم میسوزن
الان من تا پاشم بوقلمونا رو درست کنم بیارم
ظهر شده. بریم خونه خاله با در بسته روبرو
روبرو میشیم (تو که میدونی اونا مقرراتی اند)
یادت رفته اون دفه خاله گفت تو راهت سس
بخر یه کم دیر کردی ورداشت صداشو بلند
کرد گفت دلقک ساعت هشته. یا مرگ یا زندگی
واسه که حالمونو بگیره به آقامون گفت ما ساعت
ده رفتیم(حالا کار نداریم بابا سنش زیاده زیاد
گیر نمیده)ولی همین کافی بود بابا در خونه رو رومون
ببنده و واسمون تله بذاره دیدی که گفت یا قوانین
خونه رو رعایت میکنین یا میگم جیمبو بیاد بخورتتون
مام گفتیم حبیبی ای وای از دست ما ناراحت شدی
و نرمه نرمه اخلاقش برگشت سر جاش.
دیگه باید برم وبلاگ ابراهیم. ساعت 8 تلفنی حالتو
میپرسم
*** سلام دوستان چند وقتی بود که اصلا حوصله آپ کردن
نداشتم ولی حالا باید به مناسبت قبولیم تو دانشگاه (زبان
فرنسه دانشگاه تبریز) آپ میکردم امیدوارم خوشتون بیاد
این آپ با آپهای قبلیم خیلی فرق میکنه و مفید تره!!!
* گام های بلند بردار تا ردپایی از خودت بر جای بگذاری
*از پیر شدن نترس از رشد نکردن بترس
*فراوانی آرزو آن را بر باد می دهد
*عمر دراز عزت را از میان بر میدارد
*سنگ هم دیوار می سازد هم پل
*شیر هم از مزاحمت مگس در عذاب است
*هر چیز تازه کهنه ی تغییر بافته است
*جبران کردن بهتر از عذر خواهی است*کاری را که خود میتوانی انجام دهی از دوست خود نخواه
*کوهستان از سنگهای کوچکی تشکیل یافته که به هم
نزدیک شده اند
*کاری را که احمق در آخر میکند عاقل همان اول میکند
*سر هر پیچ سرنوشت منتظر است
*هیچ پولی به دوستت قرض نده هر ۲ را از دست
خواهی داد.
*ما در برابر دروغ های خودمان از همه ساده لوح تریم!!
*نصیحت نکن سر مشق باش
*قدر دانی نباید بی صدا باشد
*لذتی که با دیگری تقسیم شود دو برابر می شود
*اگر نتوانی یاد بگیری نخواهی توانست یاد بدهی*فرد دانا خوب میداند که چه چیز ها نمی داند
*نفرت را از خود دور کن زیرا از تو تغذیه میکند
*ادب قیمتی ندارد اما با آن همه چیز میتوانی بخری
*عفو بهترین انتقام است
*برای اغوای دیگران خودت را فریب نده
*جاده هموار سفر را ملال انگیز میکند
*دشمن تو دوستی است که هنوز او را نشناخته ای
*به دوستت نزدیک باش به دشمنت نزدیکتر
*بدون طوفان آرامش معنا نخواهد داشت
*با طوفان نجنگ در آن حرکت کن
*عشق به قدرت در ضعف رشد میکند
*پاسخ را رها کن به سوال فکر کن
*نیازی نیست که حقیقت را به خاطر بسپاریم
حقیقت خود در خاطر می ماند
*راز های ما از روحمان حق السکوت میگیرند
*روح در سکوت سخن می گوید
*قهرمان باش بی آنکه توجه کسی را جلب کنی
*ایمان بر ترس پیروز می شود
*وقتی بپذیری دیگر خشمی وجود نخواهد داشت.
*محصول به هر چهار فصل نیاز دارد تا برسد
*برای سفر کردن ابتدا باید از خانه خارج بشوی
*سخن پوچ به صدای بلند تر نیاز دارد
*همه چیز هایی که نیاز داری همین حالا هم داری
*در پی رسیدن به هدف باش نه افتخار
*آینده را در گذشته طرح ریزی نکن
*اشتباهات را به سرعت جبران کن
*آنچه با سخاوت بدهی به تو باز خواهد گشت
*حقیقت حرف می زند اما با سخنان اندک
*حرف های خودت تو را کر خواهند کرد
*هیچ دو چیز شبیه به هم نیستند یکی متکی به
دیگری است
*تملق منطق را ضعیف میکند
*جز را بدون در نظر گرفتن کل نظاره نکن
*یک فرد میتواند راهگشای یک جمع باشد
*برای تغییر دادن سرنوشت درونت را تغییر بده
*ما هر روز را از نو آغاز میکنیم
*شادی ای که با دیگران قسمت نکنیم ناپایدار است
*کلمه را اول از دل و سپس از زبان بیرون بیاور
*قلبی که ایمان داشته باشد از هیچ انسانی نمی ترسد
*تقدیر خود را در چهره دیگران نبین
*پیروزی زاییده شکست است
*روح مهربان مغلوب نمی شود
*آنچه را هنگام قدرت نپذیرفته ای با عشق
به دست آور
*اجازه نده هیچ انسانی به جای تو فکر کند
*آن چیز نباش که نیستی
*برای دوست داشتن دیگران اول باید خود را
دوست بداری
*شهامت در مردن نیست در زندگی کردن است
*اول از همه دیگران را به یاد آور و آخر از همه خود
را فراموش کن
*تواضع دروغین از غرور است
*آدم های خوب احساس گناه می کنند
*بدان که هستی و شاد شو
*زیبایی دروغین دشمنی جز زمان ندارد
به چیزی اعتماد کن که عمل آن را
ثابت کرده باشد
*دری که باز است به نور راه می دهد
*گذشته را نه پنهان کن و نه در آن زندگی کن
*هر چه را داریم به ما داده اند
*زندگی هدیه ای غیر قابل تصور است
*همواره به قلبت رجوع کن
*بد بختی همواره به دنبال نادان می گردد
*هیچ چیز را به خطر نینداز و این پاداش تو خواهد بود
*اگه یه روز فکر کردی که یه نفر هر جا میری دنبالته
و هر مشکلی واست پیش میاد واسش مهمه و
میخواد بهت کمک کنه.... مطمئن باش اون من نیستم
*فصل چیدن پشم گوسفندان است...زود بخواب فردا
اول صف باشی
*تهرانیه میخواسته آتش نشونی بشه بهش میگن
خوب حالا اگه جنگل آتیش گرفت و آب نداشتیم
چی کار می کنیم؟ میگه تیمم میکنیم
*اگه دیدی یه روز به سیخ کشیدنت
ناراحت نشو
چون خیلی جیگری
*هر وقت دلت برام تنگ شد متن زیر رو بخون
.
.
.
.
دیدی دلت برام تنگ شد
*اگه عشق من تو نیستی
.
.
.
خوب حتما یکی دیگه اس
*یارو زنگ میزنه قم میگه یه امام جمعه بفرستین
قمی ها میگن امام جمعه قبلی چی شد؟ میگه اونو
کشتیم امامزاده درست کردیم
*دستانم را بر کمرت حلقه میزنم لبانم را بر لبانت
میگذارم و از عصاره وجودت میکشم و با تمام وجود فریاد
میزنم:دوستت دارم ای نوشابه
*مژده.. مژده.. آلبوم جدید اندی به بازار امد نوبت خوشگلا
تموم شد... حالا دیگه تو هم میتونی برقصی
*راههای شناخت یک جواد:
۱-اگه دیدی گوشیش ۶۶۰۰ بدون که طرف .......
۲-اگه دیدی یارو پی کی رو اسپرت کرده بدون که
طرف.......
۳-اگه دیدی عشق تایتانیکه بدون که طرف.....
۴-اگه دیدی وقتی جنیفر رومیبینه از حال میره بدون
که طرف......
۵-اگه دیدی کسی لاک قرمز زده بدون که طرف.....
۶-اگه دیدی یکی این مطلب رو میخونه بدون که طرف....
*اگه دیدی از این وضع خسته شدی.... اگه دیگه از
خودت هم بدت میاد ..... اگه میخوای متحول بشی و
زندگی دوباره رو شروع کنی .... ما بهت کمک میکنیم
****سازمان باز یافت زباله****
*اگه فکر میکنی که به درد هیچ کاری نمیخوری.... اگه
فکر میکنی که بی مصرفی... اگه خودتو بی عرضه
میبینی......خوب کاملا درست فکر میکنی
*اگه خواستی یه کسی عاشق هم نفسی عمرشو
حیرونت کنه جونشو قربونت کنه ........ جون مادرت رو
ما یکی حساب نکن
*دنیا دیگه مثل تو نداره.... نداره نمیتونه بیاره
میدونی چرا؟چون نسل دایناسورا منقرض شده
*به سیاه پوسته میگن شماپوی بدنت چیه؟
میگه مشکین تاژ
*صفحه رو بده پایین
.
.
.
خب حالا بده بالا(ورزش وبلاگی)
*میدونی فرق تو با راه چیه؟
راه رو باید بری تا به آخرش برسی اما تو خودت اخرشی
*میدونی فرق سوزن با فرقون چیه؟
.
.
کور خوندی فکر کردی همیشه این آخر جوابه؟؟
*عاشقان گویند دنیای بوسه عجب دزدیه پر منفعتیه
که اگر باز پس گیرد دو چندان میشود
*۱۰ تا شاخه گل رو بگیر جلوی آینه حالا بشمر
دیدی ۱۱ تان آخه خودتو گلی(شیوا جونم با توام)
*در پی باخت تیم ایران و جریحه دار شدن امت همیشه
در صحنه نام میوه پرتقال به نارنگی محمدی تغییر یافت
*جام جهانیه ۲۲۴۴.....بازی ایران با جزایر مائو مائو
ضربه راه دور مهاجم ایران که با سرعت راهی دروازه
حریف بود با برخورد به تابوت علی دایی به اوت رفت
*تیش ..تیش...دی دی دیدن دین دین... دین دی دین دین
دیدن دین دیدین... دی دی دی دین دیدن......چیه نتونستی
بخونی؟ خب آهنگ فوتبالیستها بود دیگه...
*با دستت پروانه ای رو میگیری میخوای ببینی زنده اس
یا نه اگه دستت رو باز کنی فرار میکنه و اگه محکم نگه اش
داری میمیره... دوستی مثل همینه
*تفاوت قلب دختران و پسران:(البته اگه پسرا قلبی هم
داشته باشن) قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ
وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر آن دیده نمیشود و اما قلب
دختران مثل فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما
در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد
*دست هایی که یاری میرسانند مقدس تر از دست هایی
هستند که دانه های تسبیح را میگردانند
*به یه جوجه تیغی میگن:آرزوت چیه؟ اشک تو
چشماش حلقه میزنه و میگه بغلم کنی
*جبرعیل مامور شد تا برود از حوابپرسد که چرا از
میوه ممنوعه خورده حوا نمیتوانست جواب بدهد جبرعیل
را پیش آدم فرستاد و آدم که نمیتوانست جواب بدهد
لحظه ای مکث کرد
چون کسی را ندید با صدای بلند
گفت:حمیییییییییییییییییییید
*مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس:
۱-علی پروین ۲-علی شهین ۳-علی مهین ۴-علی دمبه
*یه بسیجیه اکس میخوره لباسشو میکنه تو شلوارش
میگن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی؟
میگه فعلا میخوام ادامه تحصیل بدم
*فیلم های برگزیده قم:۱-عبا قرمزی ۲-عمامه ای
برای دو نفر ۳-من حسن شیخ ۱۵ سال دارم ۴-آخوندی
از فقس پرید ۵-این آخوند حرف نمیزند ۶-آخوندی با کفش
های کتانی ۷-آخوندی در آتش
*غضنفر میره رستوران گارسون رو صدا میکنه میگه غذا
چی دارین؟ گارسون میگه غذای امروز ما کاستید جلینیک
فینوستا با لیموئه غضنفر میگه کاستید جلینیک فینوستا
با چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*میدونی چرا ۲ تا تهرونی هیچ وقت نمیتونن کنار هم
بخوابن؟ چون تا صبح دعوا میکنن که می وسط بخوابه
*از غضنفر میپرسن میدونی چرا پرنده ها زمستونا از شمال
به جنوب پرواز میکنن؟؟ میگه آخه پیاده خیلی راهه
*به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟
میگه ترشی مجانی
*زباله ها را به موقع جلوی در بگذارید... با رفتگرها با احترام
احترام و محبت برخورد کنید ماهیانه و عیدی آنهارا به موقع
پرداخت کنید.....اینجا ایران است.... ممکن است یکی از
همین ها فردا رئیس جمهور شود
*به فارس میبینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو
کردی؟؟ میگه میخوام خودکشی کنم میگن چرا دور کمرت؟؟
میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم
*زن:مرد چرا کولر نمیخوری؟ مرد:به درد نمیخوره اونایی
هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
*سبدی پر از موز ... دسته ی گل رز.... پیراهنی پر از پرز
..... همسری مثل بز..... آرزوی من برای توس
*یه روز یه گرگی رو تو جنگل میبینن که سر تا پاش خونیه
میپرسن چی شده؟ گرگه میگه رفتم در خونه شنگول
منگول باباشون درو باز کرد
*عشق تپه ای است که هر خری از آن بالا میرود
*همیشه سعی کن مثل پالاز موکت باشی شخصیتت
کوبیده نشه و همواره رنگ خودتو حفظ کنی
*اگه بگم دوست دارم.... اگه بگم عاشقتم... اگه بگم
دیوونتم.... اگه بگم برات می میرم... اگه بگم نمیتونم
فراموشت کنم .... اگه بگم همه زندگیمی ..... اگه بگم
نفسم به نفست بنده..... دروغ گفتم
*دوست داری بگم میخوام هر روز صبح با صدات بیدار
بشم بعد بگم با ساعت بودم؟؟؟ دوس داری بگم چرا رفتی
بعد بفهمی با برق بودم؟؟؟ دوس داری دوس داری بگم هر
جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟؟
دوس داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی...... نه دیگه
این دفعه با خودت بودم
*غضنفر توی عروسی داشته میخونده"میخوام که با بوسه
گل لباتو پرپر کنم ... یه دفعه ۱۱۰ میرسه غضنفر ادامه میده
"بعد اون گلای پرپر رو فدای رهبر کنم
*خرس ها با یه ظرف عسل خر میشن .. اسب با چند حبه
قند... طوطی با تخمه... سگ با استخون... راستی تو هنوز
موز دوس داری ؟؟؟
*زن خسته شدم چرا نیماد؟مرد: میاد یه کم تحمل کن
زن:خیس عرق شدم پام درد گرفت بسه دیگه مرد:پس بیا
با تاکسی بریم
*میدونی فرق تو با کفش چیه؟ کفش لنگه داره ولی تو
نداری
*غضنفر شبا یه پارچ آب خالی بالای سرش میذاشته
و میخوابیده ازش میپرسن:آخه خنگ چرا اینجوری میکنی؟
میگه خب یه موقع نصف شب از خواب پا میشم میبینم تشنه
ام نیست اون وقت چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*دو تا پسر حوصله شون سر رفته بود یکی از اونا گفت:
بیا شیر یا خط بندازیم اگه شیر شد میریم دوچرخه سواری
اگه خط شد میریم ماهواره نگاه میکنیم و اگه سکه روی
لبه اش ایستاد میریم درس میخونیم
*غضنفر زنگ میزنه ۱۱۸ میگه یه ۱۱۰ بفرستین بقیه اش
رو آدامس بدین
*تهرانیه خالی میبنده که ۱۰ بار رفته چین دوستاش میگن
یه خیابون تو چین اسم ببر میگه شهید بروسلی
*غضنفر هر روز زنگ کلیسا رو میزده و در میرفته
آخر پدر روحانی شاکی میشه یه روز پشت در کمین
میکنه تا غضنفر زنگ رو میزنه درو وا میکنه غضنفر هول میشه
با تته پته میگه:ببخشید عیسی هست؟؟؟
*یه آقایی کدو تنبل میخره میذارتش کلاس تقویتی
شوخی با یوسف تیموری ( همون جهان )
- الو... الو... آتشنشانیه .
_ بله ، بله ، بفرمایید .
-آقا خونم سوخت زندگیم سوخت همه چیم سوخت .
_ اِ ... چه بد ،حالا کی خونت آتیش گرفت ؟
- یه دو سه ساعتی می شه .
_ پس چرا اینقدر دیر تماس گرفتین ؟
-
آخه به تلفن دسترسی نداشتم ، براتون نامه فرستادم ._
چشم الان ما میام... راستی... هیچ پیشنهادی ،انتقادی ،یه حرفی ، یه نصیحتی به ما آتشنشانها ندارین ؟
-
اِ... انتقاد ندارم . ولی اگه یه کم وقت رو بیشتر کنین بهتره ._
چشم بهش میگم ، خداحافظ .–
خیلی ممنون، خداحافظ . تق .
[
دیری نمی گذره که ] - آقا پس چرا نیومدید ؟-
خوب شما آدرس ندادین که .[
و ادامه ی ماجرا ] بی بو بی بو بی بو بی بو
[ اگه الان یه
بوی بدی حس کردین از این نیست چون این بی بو است
]خوب بچه ها همه بیاین پایین . همه صف . از جلو نظام
.بروبچ ، یه کار سختی در پیش داریم که باید به خوبی
انجام بدیم و
..
[
در تموم این مدت خونه داره میسوزه ]بعد از اینکه حرفها تموم شد صاحب خونه داد و فریاد میکنه
که ای داد ای هوار : تازه یادم افتاد ،دخترم تو خونه
داره می سوزه
... !
جهان تا می شنوه داوطلب می شه بره تو خونه
.دم در خونه ایست می کنه ، میگه : چطوری برم ؟
از اینور برم ؟ از اونور برم ؟ از وسط به دو طرف برم
[
همینطور که داشت با مغز خودش کلنجار می رفتیکی هولش داد تو خونه . جهان تو آتیش رفت
و رفت تا رسید تو اتاقی که توش آدم بود
.در اتاق هم قفل بود . جهان با چست و چابکی خاص
خودش در رو باز کرد و رفت تو
.(
البته قبلش در زد ) دید یه دختره اون ته اتاقتو آتیش نشسته، جهان چون برای بار چهل و سوم
عاشق شده بود ، رفت جلو سلام کرد
.
می خواست دختره رو بیاره بیرون ولی دید نامحرمه
بخاطر همین به دختره گفت خودش بیاد بیرون
!جهان اینقدر با ادب شده بود که قبل از وارد یا خارج
شدن از هر دری ایست می کرد تا خانوم اول بره
.داشتند می رفتند که ناگهان سقف ریخت و راه به
طبقه ی پایینی رو مسدود کرد ] . دختره گفت
:-
حالا چیکار کنیم ؟جهان گفت : خب از پنجره بپریم
.دختره گفت: ای وای ... من نمیتونم
از پنجره بپرم ، شما بلدین ؟
جهان گفت : چه جالب ، شما بلد نیستین ؟
من همیشه مثل گربه روی در و دیوار هستم
...[
یه جهش زمانی رخ می دهد ] .-
خیلی ممنون آقای جهان .من جونمو مدیون شما هستم . شما جون منو نجات دادین
.من نمی دونم چه جوری از شما تشکر کنم
...
_
خواهش می کنم ؛ وظیفم بود .-
شما جون خودتونو به خطر انداختید .شما واقعاً کار بزرگی کردید
.[
جهان با خودش میگه ، نمیدونم کارم خوب بود ،کارم بد بود ولی دید دختره داره ازش
تعریف می کنه ، جو گیر شد چاخان بگه
] :-
یه بار من مجبور بودم از بالای یک ساختمونهزار و پونصد طبقه بپرم و پریدم
-
جدی میگی ؟
_
آره ، این که چیزی نیست، یه بار دیگه یه چاله یگنده بود ؛ رفتم توش؛
انقدر عمق داشت که از اونور زمین در اومدم
!!!!-
وای ؛ شما واقعاً آدم جالبی هستید .[
بعد از دل و قلوه دادن های الکی نوبت به دل و قلوهدادن اصلی میرسه ] ؛
(
جهان میخواست بگه ببخشید خانوم ، من دچار بازیهای پیچیده ی عشقی شدم
)که ناگهان همسر دختره میاد می گه
:عزیزم ... تو زنده ای ؟
!!!
[
یه جهش زمانی دیگه رخ می ده ]{
اینک زیر نور افکن اوج شعر من آخرین پرده ... }[
جهان در آتشخانه ( همون آتش نشانی ){
مغموم و خسته ، گوشه ای نشسته، بالش شکسته،میگه این دنیا چقدر پسته ،
هر کی فکر میکنه رسته ، بدون حتما مسته
!!}و زانوی غم بغل کرده و با رئیس آتشنشانی
درد و دل میکنه
]
***محمد(مردونیوس) از ساری***
وقتی جد پدریم یه شب میاد پیش من !!
( از زبان جد پدریم ) :
چه صدای دهشتناکی . از توی اتاق بود ؟
نصف شب تو اتاق چه خبره ؟
یعنی کی میتونه باشه ؟!!!!!
( میبینید این جمله چه پیشینه ی تاریخی داره )؟!!
رفتم تو اتاق کلیدی رو فشار دادم ناگهان همه ی اتاق
مثل روز روشن شد. انگار نه انگار که پاسی از شب
گذشته بود.
جل الخالق چه چیزایی درست میکنن.
دنیا چقدر پیشرفت کرده !! بعد از اینکه لامپ را روشن کردم
یکراست رفتم یه چیزی که توش یه نفر زندانی بود و مرتب
کمک میخواست و با صدایی که باعث آزار گوش میشد ،
داد میزد.
من گفتم : ای دوست ، از چه رو دربند این جا
و مکانی ؟
احمق حرفمو گوش نمیداد.
گویا ترانه ای میخواند .
ناگاه به مغزم خطور کرد همینجوری دگمه ای را بزنم.
( حالا نگو دگمه ی روشن شدن کامپیوتر بود .
اکانت شبانه هم وصل بود و مستقیم به صورت خودکار
رفت تو یه روم )
( خوب چیه، همه چیز برای قهرمان داستان همیشه
آماده هست ) .
( ادامه ، به نقل از خودم ) :
( جد پدری من اسمش آرسیکاس هست .
خیلی آدم با حالی هم هست !)
بعد از خوندن مطالب بد آموزی دار توی روم ، جو گیر
میشه و هی مینویسه :
( اگه یه دختر اهل مازندران هست پی ام بده!!!!
من هی میگم پدر بزرگ ، انقدر حرص نزن تو یه شب
بیشتر پیش من نیستی ، ولی مگه به گوشش میرفت.
هی مثل سنجاب از این وبلاگ به اون وبلاگ میپرید
و هی وَچوتندی .
{ نمیدونی یعنی چه؟! چتیدن رو برات صرف میکنم :
وَچَتَم – وَچَتی – وَچَتَد ( که گذشتش وَچوتندی میشه )
وَچَتیم – وَچَتید – وُویچُوتَند زج گ }.
خلاصه ، چشماتونو درد نیارم !!
( آخه به صفحه ی مانیتور خیره شدین!)
اونشب گذشت و اکانت ده ساعته ی من هم تمام
شد. ساعت پنج صبح که موقع غیب شدن جد من بود،
آروم تو گوش من گفت : ( شرم میکنم بگم ) .
گفت : اگه اون دختره آف گذاشت از طرف من مخشو بزن.
من هنوز دارم فکر میکنم چطور باید مخ یک نفر رو، زد .
آخه من اصلا دست بزن ندارم !
مخصوصا اگه طرف یه دختر باشه !!
یعنی دست روی دختر بلند کنم !!!
یه روز غضنفر که مجرد بوده میره خارج برای ادامه
تحصیل
از قضا مش غضنفر اونجا عاشق یه دختر
خیلی پولدار یکی یه دونه میشه و ماجراهایی پیش
میاد
و ماجرای عشق و عاشقی و خاطر خواهی
مش غضنفر میشه تیتر روزنامه ها و مجله های ایرانی
و خارجی!!!!!!!!!!مش غضنفر کلی معروف میشه ولی چه
سود!! دختره رو که نگرفته !!!
خلاصصصصصصصصصصهههههههه بعد از ۱۰ سال بابای
دختره راضی میشه دخترش با غضنفر ازدواج کنه
و بعد یک سال اونا ازدواج میکنن حالا تو تلویزیون هم
قضیه عشق غضنفر رو پخش میکنن و سریال و فیلم
سینمایی از اون درست میکنن
و غضنفر هم
کلی خوشحال میشه
چون هم با اون حاج خانم ازدواج کرده و هم کلی
معروف شده!!خلاصه اینا ازدواج میکنن و بعد از ۲۳ سال
دیگه پسرشون که ۲۲ ساله شده بود میزنه عاشق
میشه!!!
پسره عاشق دختر دایی خارجکیش میشه و ول کن
قضیه هم نمیشه تا اینکه اینا با هم ازدواج میکنن
در این مدت مش غضنفر خیلی ناراحت میشه و ناراحت
شدن غضنفر همان و تیتر برتر روزنامه ها شدن هم همانا
!فردای اون روز غضنفر زنشو طلاق میده !! از همه جای
دنیا خبر نگار و روزنامه نگار میان و طی یک همایش ازش
می پرسن بالام جان!!!تو که ۱۱ سال دنبال اون دختر پولدار
بودی که باهاش ازدواج کنی ولی حالا که ازدواج کردی و
یه پسر ۲۲ ساله هم داری چرا و به چه علتی حاضر
شدی که طلاقش بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟غضنفر توضیح میده
که ببم جان!!شما نمی دونین که ازدواج پسرم با دختر
داییش یه ازدواج فامیلیه و برای ما ضرر داره !!!!!!!!!!!
نمیگین فردا بچه دار شدن بچه شون خراب !!! از آب
در میاد؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!تازه! من دیگه طلاق گرفتم و زنم
دیگه فامیل من نیست!!!پس ازدواج پسرم هم الان دیگه
فامیلی نیست!!!!!!!!!!
تو گلی عین گلهای قشنگ قالی.... تو به ظرافت تار
و پود فرشهای ایرانی اصلا تو خودت فرش پاتریسی
همون که یه تخته اش کمه!!!!!!!!!!
اگه از کنار یک گنجشک رد دشی و نپرید فکر نکن
دوست داره... تو رو آدم حساب نکرده
پیام اندی:خوشگلایی که نمیخوان برقصن برن
دنبال گیتار شماعی زاده بگردن!!
آهنگ جدید اندی:حالا که خوشگلا مثل چماق
نشستن و نمیرقصن...اکیبیری تو پاشو برقص
دو تا خجالتی با هم ازدواج میکنن بچه شون آب میشه
یه روز یه نفر فیلم جنگی میبینه جو می گیردش سینه
تلویزیونو خاموش میکنه!!!
a girl says to her bf: if u kiss me i ll be yours
forever.her bf says:thanks for your warning!!
قرعه کشی قرض الحسنه بسیجیان:۱۰۰۰ دستگاه
تانک ذوالفقار ۵۰۰ قبضه آرپی جی ۲۰۰۰ عدد چفیه اعلا
هر سانت ریش در هر روز ۱ امتیاز!!!!
یه نفر ۷ تیرشو میذاره پشت کله یه نفر دیگه!میگه
اگه تکون بخوری با لگد می زنمت!!!
تست کنکور افغانستان: از کجا کفتر میایه؟
۱)از اون بالا۲)از اون پایین۲)از این کنار ۴)از اون روبرو
دوس داری خر ماچت کنه؟یا تو خر رو ماچ کنی؟
یا یکی اینقدر خرت کنه ماچت کنه؟یا یکی خرکی
ماچت کنه؟یا یکی اینقدر خر باشه که تو رو ماچ کنه؟
درجات پیری:
۱:جنین ۲:نوزاد ۳:خردسال ۴:کودک ۵:نوجوان
۶:جوان ۷:میانسال ۸:کهنسال ۹:فرتوت ۱۰:پیر
۱۱:فسیل ۱۲:علی دایی
تهرانیه داشت ماشینشو می شست بهش میگن
چرا از پلاک شروع کردی ؟میگه دفعه پیش از سقف
شروع کردم به پلاک رسیدم دیدم ماشین مال من نیست
اگر میخواهید زندگی دوباره داشته باشید با ما تماس
بگیرید(سازمان باز یافت زباله)
دونی فرق هویج با مانیتور LCD چیه؟
.
.
.
.
مگه این پایین چه خبره که تا چیزی ازت میپرسن
میای پایین؟ احمق جون یه خورده فکر کن!!
سلام من مامور گاز هستم می خواستم ببینم
اجازه میدی یه گاز از لپات بگیرم؟؟؟![]()
![]()
خیلی بی فرهنگی و بی شعوری
.
.
.
در جوامع امروزی بیداد میکنه
خیلی آشغالی
.
.
.
برای تمیز موندن شهرمون زحمت میکشه!
تف به مرامت عوضی
.
.
.
برنامه امشب سینماهای تهران!!!
کرم ابریشم اکس میزنه پلیور می دوزه!
مامانه داشته واسه بچه اش لالایی میخونده
بعد از یه ربع بچه میگه مامان حالا ساکت شو
چون میخوام بخوابم!!!!!!!
one two: i love you
three four: love me more
five six:give me kiss
seven eight: dont be late
nine ten:hug me then
دنیاسه رکن داره:۱-اصلا عاشق نشو ۲-اگه عاشق
شدی واسه عشقت نمیر ۳-اگه مردی خاک بر سر
بی جنبه ات بکنن!!!
دستانت را بر کمرم بگذار و از شیرینی وجودم بنوش..
از طرف نوشابه ![]()
![]()
آخه چرا
؟
؟
؟
بگو چرا
؟
؟
؟
آخه چرا تو که می دونی سر کاری بازم میای
پایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
تو خیلی بی کاری؟ کارو زندگی نداری؟ خرد و
خوراک نداری؟؟؟درس و مشق نداری؟؟ همش تو
ذهن منی؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟!!!؟؟!!؟!؟!
کجایی؟ رفیقتو تحویل نمیگیری؟ اون بالا بالا ها برای
خودت تنهایی حال میکنی.. یه دوتا نارگیل هم بنداز پایین
می دونی چرا خانوما کمتر فوتبال بازی میکنن؟؟؟
چون کمتر پیش میاد که ۱۱ تا خانم یکجور لباس بپوشن
اگه بگم برات میمیرم..اگه بگم نمیتونم فراموشت بکنم..
اگه بگم دوستت دارم....اگه بگم همه زندگیمی....
اگه بگم نفسم به نفست بنده..برام پفک میخری؟
جشنواره فیلم های اصفهانی:
۱-دو نفر با یک تخم مرغ
۲-تا حالا موز خوردی؟
۳-۱۰ نفر زیر یک چتر
۴-من هوشنگ ۱۵ تومن دارم
۵-دیشب باز پیتزا خوردم!!!!!
تازگیا مد شده اونایی که وبلاگ دارن یه لیست
از چیزایی که خوششون میاد و بدشون میاد تهیه
میکنن منم برای اینکه از قافله عقب نمونم این
کارو کردم کار جالبیه
*چیزایی که ازشون خوشم میاد:
۱-خدا ۲-خانواده ام ۳-خواهرم ۴-دوستم شیوا
۵-قورمه سبزی ۶-انواع آش ۷-پیتزا ۸-سگ(رکس)
۹-چیپس ۱۰-لواشک ۱۱-آلبالو ۱۲-شیرینی خشک
۱۳-مزاحم تلفنی ۱۴-مجله جوانان امروز ۱۵-صفحه
دلشوخی ۱۶-استقلال ۱۷-مجهول ۱۸-رنگ آبی
۱۹-پژو ۲۰۶ نوک مدادی ۲۰-مسافرت ۲۱-دختر خاله ام
آیتک ۲۲-زبان انگلیسی ۲۳-دانشگاه سراسری تبریز
۲۴-کنکور ۲۵-ismail yk خواننده ترک ۲۶-تنهایی
۲۷-رفتن به گردش با خواهرم و دوستام ۲۸-موبایل
۲۹-لپ تاپ ۳۰-مچ گیری ۳۱ -ضندل ۳۲-شلوار لی
۳۳-مانتو تنگ ۳۴-گل رز ۳۵-ائل گلی ۳۶-اسکیت
۳۷-پیاده روی ۳۸-آب و هوای تبریز ۳۹-سریال طنز
۴۰-یاهو مسنجر ۴۱-کامپیوتر ۴۲-یکی از عروسکام
۴۳-پسر های مودب و سر به زیر و شوخ طبع ۴۴-حضرت
علی (ع) ۴۵-وبلاگم ۴۶-comment جدید ۴۷-مجید
۴۸-بچه های تپل مپل ۴۹ - خوابیدن ۵۰-خودم ۵۱-قیافه
خودم ۵۲-موی بلند ۵۳-رانندگی ۵۴-فیلم عروسی خواهرم
۵۶-دریای خزر ۵۷-رقص آذری ۵۸-کفش اسپرت ۵۵۹-خونه
مون ۶۰-گوشی ۷۶۱۰ ۶۱-شیطنتهای خواهرم ۶۲-شوخی
های دامادمون ۶۳-mini کامپیوترم ۶۴-اونی که نمیتونم
اسمشو بگم!!! ۶۵-دستگاه شماره انداز ۶۶-زنگ تعطیلی
مدرسه ۶۷-شیر برنج ۶۸- جدول ۶۹-رمان ۷۰-sms
71-خیابان شانزلیزه تبریز(سنگفرشی) ۷۲-ماست
۷۳-دفتر چه خاطراتم ۷۴-حلقه ازدواج ۷۵-قدم زدن
زیر بارون ۷۶-پشت خطی ۷۷-گزارش های ارمغان ۷۸-
توپ فوتبال ۷۹-انواع و اقسام ترشی ۸۰-شهر بازی
۸۱-رنگین کمان ۸۲-نوشتن نامه ۸۳-offline messege
84-گل مینا ۸۵-باغ وحش و حیوانات وحشی مخصوصا
شیر نر ۸۶-صدف (گوش ماهی) ۸۷-آب پرتقال ۸۸-شیر
موز ۸۹-گیتار ۹۰-رژ لب براق ۹۱-بدلیجات ۹۲- و در آخر
شمایی که وقت گذاشتی و همه اینا رو تا آخر خوندی
*چیزایی که ازشون بدم میاد:
۱-مورچه ۲-عنکبوت ۳-گربه ۴-تخم مرغ
۵-اسم امیر ۶-پیکان گوجه ای ۷-پسرای سبیلو و کوتاه قد
۸-آدم های فضول ۹-پسرایی که تو خیابون پشت سرشون رو
نگاه میکنند(نه یکبار که صد بار!) ۱۰-بام ۱۱-آدم های نق نقو
۱۲-پرسپولیس ۱۳-فارس جماعت(البته نه همشون)۱۴-آهنگ
هایی که از پیکان پخش میشه ۱۵-آبگوشت ۱۶-آدم های دو
رو موذی و از خود مرسی۱۷-شیرینی تر ۱۸-بروبچز پارک فدک
۱۹-چادر مشکی ۲۰-هاشمی (دبیر ریاضی دوران دبیرستان)
۲۱-گیتی(یکی از دوستای سابقم)۲۲-خشایار اعتمادی
۲۳-اونی که اینجا نمیتونم اسمشو ببرم ۲۴-پسر همسایمون
۲۵-کقش پاشنه بلند ۲۶-مانتوی گشاد ۲۷-روسری بلند
۲۸-دیوید بکهام ۲۹-مایکل جکسون ۳۰-یه نفر!!!!!!!!!!!
33-رنگ قرمز ۳۲-صدای موتور سیکلت ۳۳-عروس یکی
از فامیلامون ۳۴-تموم شدن اکانت اینترنتی ام ۳۵-فحش
۳۶-بلاتکلیفی ۳۷-انتظار ۳۸-مدرسه دولتی ۳۹-بلوز سبز
یه نفر!!!! ۴۰-دلایل غیر میطقی ۴۱-چتر ۴۲-جواد رضویان
۴۳-رژ لب قرمز ۴۴-لاک بنفش ۴۵-النگو ۴۶-کارتون خدا
لک لک ها را دوست دارد ۴۷-پسر های از خود راضی!!!
۴۸-کبوتر سفید ۴۹-لبو ۵۰-دانشگاه آزاد ۵۱-ضایع شدن
۵۲-استخر ۵۳-سوالات احمقانه ۵۴-کشوی خواهرم!!
۵۵-آدم های پر توقع مثل.... ۵۶-بد خوابی و بی خوابی
۵۷-disconnect شدن هنگام چت!! ۵۸-بدقولی
۵۹-خالی بندی های تابلو ۶۰-خداحافظی ۶۱-چرخ و فلک
۶۲-دخترای نازک نارنچی ۶۳-فکر کردن به اینکه از چی خوشم
میاد و بدم میاد!۶۴-ترافیک ۶۵-سرماخوردگی ۶۶-دوست
پسر یه نفر!! ۶۷-مسدود شدن سایت بلاگفا ۶۸-Bf همون
دوست پسر خودمون! ۶۹-خواب بعد ار ظهر ۷۰-درس
ریاضی و زیست (ایییییییییییشششششششش!!)
۷۱-اونایی که مطالب وبلاگ رو نمیخونن و همین جوری
نظر میدن!!!!!!!!!!!

*ویلیام شکسپیر:عصاره همه مهربانی ها را
گرفتند و از آن مادر ساختند.
*اوشو:مادر والاترین شاعر چیره دست ترین
نقاش تر دست ترین آهنگساز و ماهر ترین
پیکر تراش است.
*جبران خلیل جبران:هیچ نغمه موزونی
روح پرورتر از کلمه مادر وجود ندارد.
*ارنست همینگوی:هیچ گلی عطر ورنگ
و زیبایی مادر را ندارد.
*ادیسون:تنها چیزی که موجب موفقیت من
شد آموزش ها و شیوه تربیت مادرم بود.
*ماکسیم گورکی:آن که تا آخرین لحظه عمر
نام فرزند را بر لب دارد مادر است.
*چارلی چاپلین:برای من مادرم باشکوه ترین
زنی است که دیده ام.
رافائل:یک بوسه مادرم مرا نقاش کرد.
*ادگار آلن پو:آنگاه که فرشتگان در آسمان ها
سر در گوش یکدیگر نهاده و نغمه های پرشور
عشق را سر می دهند هرگز نمی توانند کلمه
ای آسمانی تر از کلمه مادر بیابند.
*ضرب المثل هندی:مهر مادری از هر مهری
بالاتر است.
*رومن رولان:مردان آفریننده کارهای بزرگند و
مادران به وجود آورنده مردان.(البته قسمت اول
این جمله رو زیاد جدی نگیرین!!!!)
*دکتر علی شریعتی:زنی که زیبایی اندیشه
پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمیدهد.
*پیامبر اکرم(ص):مادر خود مادر خود مادر خود
را رعایت کن.

اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت
را شب و روز برای که می آراستند؟
اگر تو نبودی هیچ کلمه ای به دنیا نمی آمد
و شاعران لب به سخن نمی گشودند.
اگر تو نبودی دل ها در پستوی فراموشی
و در شبستان خاموشی می پوسیدند.
اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های
بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر
زمین نمی گذاشتم.
اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار
را به من می آموخت و کدام دست موهایم را
شانه می زد؟؟؟؟؟؟
اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام
می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم
می گذاشت؟
اگر تو نبودی چه کسی گهواره ام را بین کهکشان
ها و ملکوت تکان می داد و برایم از کودکی ستارگان
قصه می گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر چشم های تو نبود اگر دست های تو نبود اگر
آواز نرم تو نبود اگر لبخند تو نبود بند بند تنم از هم
می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگ
هایم نمی نشست.
تو بودی که دست مرا در دست فرشتگان گذاشتی
و به آنها گفتی که حتی یک لحظه هم از من جدا
نشوند.
اگر تو نبودی اگر تو را نمی دیدم این چشمها
به چه کار می آمد؟؟؟؟؟؟؟

دیروز که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگران مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
اگر از عشق بپرسید کسی من به او
خواهم گفت دختری خار گل سرخ ندید
دست او زخمی شد اما باز عاشق ماند

امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست
در این خانه کسی نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی می رود و خاطره ها می مانند
خاطره ها می روند و ما می مانیم
ما می رویم و جاده ها می مانند
خوشا با تو بودن خوشا با تو ماندن

هر که در این دهر بود پاکتر
سینه اش از سوز درون چاکتر
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه یکی دیوونت باشه تو عاشقش باش
اگه عاشقت باشه تو بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه نشون داد تو بهش لبخند بزن
اینجوری اگه خسته شد و یه پله ازت عقب موند
تازه میشین مثل هم

عشق نا بهنگام می آید و ناکام می رود
![]()
![]()
![]()
![]()
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی؟؟
عجب دل را
ببین ما را چه حاصل شد
و عشق آمد از اول
بی صدا آرام آهسته
به نرمی آمد و با عشق
یکدل شد از آن پس
حاکم محض خلایق شد
و مارا باز سکوت شرم حاصل شد
و او کم کم نوای عاشقی
سر داد و آخر
لیک منکر شد
مرا با عشق نبودست عهدی
که این را عشق ممکن شد
عجب دل را!!!!!
ببین یک لحظه غافل شد
ولی یک عمر عاشق ماند

اگه تو میخوای صد سال زندگی
کنی من میخوام یه روز کمتر از صد
سال زندگی کنم چون من هرگز نمیتونم
دوری تو رو تحمل کنم
خواهر خوبم دوست دارم خیلی دوست دارم
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
از گل سرخ پنهان است چقدر دلتنگ توست
اگر دیواره قلبم را ببینی که با نام تو تزیین شده
اگر صدای تند و هیجان آلودش را بشنوی آن
وقت شایدکمی -فقط کمی - او را درک کنی
تو چه میدانی که این چشمها که از میان تیر
های مژگان و کمان ابروان ردپای تو را دنبال
میکند چقدر مشتاق دیدار توست؟![]()
اگر خود را در آینه اش تماشا کنی و رود
های گرمی را که از آن جاری می شوند
ببینی آن وقت شاید کمی -فقط کمی-
به او حق بدهی.تو نمیدانی که روزگار
چقدر کوتاه است و چراغ های خوشبختی
دیری نمی پایند و همیشه نمیتوان شانه
به شانه دوست در باران قدم زدو سیب ها
و پرنده هایی را که روی شاخه ها نشسته اند
تا آخر شمرد همیشه نمی توان دست دوست
را گرفت و به تماشای قله هایی برد که در
دو قدمی خدا ایستاده اندتو نمیدانی که ممکن
است در میانه راه گردبادی عظیم همه چیز را در
هم بپیچد و اثری از حرفهای قشنگ و خاطره انگیز
نماند.نه تو اینها را نمی دانی که اگر میدانستی
حتم داشتم یک لحظه هم مرا با غم هایم تنها
نمی گذاشتی و دلت نمی آمد که تازه ترین شعر
هایم را نخوانی کاش میدانستی که هر قطره باران
آینه ای است که می توانی عشق مرا به خودت
در آن ببینی آن وقت در روزهای بارانی هیچ گاه
از قاب پنجره کنار نمی رفتی.![]()
![]()
خوش غیرت
امروز شراره به من گفت: دخترچقدر تو املی؟با من
بیا مطمئن باش که خوش میگذره.فرزاد گفته دوستش
رو هم آورده تا حوصله ات توی پارک سرنره با خودم
میگویم برادرم اگر بفهمد حتما مرا میکشد اما دلم را
به دریامی زنم و همراه شراره به پارک می روم.فرزاد
و دوستش هم آمده اندچقدر چهره دوست فرزاد از
دور برایم آشناست.خدای من!!!برادرم حسام است!
پول ناهار
پسر به دختر گفت:متن زیبایی است تا من بروم آبی
به صورتم بزنم تو آن را بخوان.در آن متن نوشته بود
:خانم زرنگ!از این به بعد سوار اتو مرسی نشو اگر
هم شدی پیشنهاد رفتن به رستوران را قبول نکن!
حالااین دفعه پول ناهار را حساب کن تا دفعه دیگر
هوس اتو مرسی و غذای مجانی نکنی!!!!
با این حال غذای خوشمزه ای بود مرسی!!!!!!
متلک
بر حسب عادت با علی توی خیابان پرسه می زدیم
خانمی از کنارمان عبور کرد علی متلکی گفت و هر
بلند خندیدیم.آن خانم با عصبانیت از کنارمان رد شد
و ما باز هم خندیدیم .خانم دیگری به طرفمان میآمد
حالا نوبت من بود خودم را آماده کردم و وقتی نزدیکتر
شد متلکی گفتم علی بلند تر خندید اما من وقتی
چشمم به صورتش افتاد دنیا روی سرم خراب شد
چون آن دختر آبجی مریم خودم بود.من تازه فهمیدم
که همه آن خانم ها آبجی مریم من بودند.
وسواس
کلافه بود.سرش داشت منفجر می شد صدای
همهمه توی گوشش پیچیده بود باید تحمل می کرداز
سر و وضع مردی که کنارش نشسته بود چندشش
شدبه نظر نمیرسید آدم تمیزی باشد با اکراه دسته
گل زیبا را در دست گرفت.عسلی که خورده بود دلش
را زد.دفتر را که امضا کرد همه کل کشیدندعصبی بود
وسواس زیباترین شب زندگی اش را خراب کرده بود
یه روز تهرونیه کرکره مغازه شو میکشه بالا میگه
بسم الله الرحمن الرحیم میبینه دزد ها مغازه شو
خالی کردن کرکره رو میکشه پایین میگه:
صدق الله علی العظیم ![]()
![]()
*یه روز یه خسیس میره مسابقه رالی توی راه
مسافر میزنه![]()
![]()
*همون خسیس قرص اکس میخوره تو تاکسی
کرایه دو نفر همراهشو حساب می کنه ![]()
*یه نفر ریش بزی میذاره گرگ میخورتش!!!!!!!![]()
*به یه بابایی میگن:چند تا بچه داری میگه ۵ تا
ولی سه تا از انگشتاشو برای اشاره نشون
میده بهش میگن این که سه تاس!میگه:زرنگی
فکر کردی دخترهامو هم نشون ات میدم!!!!!!!!![]()
در پایان یک مسابقه بزرگ شنا از یک قهرمان معروف
شنا پرسیدند:آقا شما شنا را در کجا یاد گرفته اید؟
قهرمان خندند و گفت:در آب!!!!!!!!!![]()
![]()
یارو آشغال میره تو چشمش ساعت ۹ شب میره
سر کوچه وایمیسته![]()
![]()
پسر:بابا جون پنکه سقفی خونه کار نمیکنه فکر کنم
خراب شده. پدر:خب وقتی بیست نفری زیرش
می خوابید معلومه که خراب میشه![]()
به یه نفر میگن با مداد جمله بساز میگه نمیسازم ![]()
یه نفر رو برق می گیره فیوز می پره فیوز رو میزنی
طرف می پره!![]()
![]()
یه نفر دوپینگ می کنه برای اینکه کسی نفهمه
آخر میشه!![]()
![]()
یه نفر سوار اتوبوس میشه از یکی خوشش میاد
پیاده میشه شماره اتوبوس رو ور می داره![]()
یه نفر از مرحله پرت میشه پاش میشکنه می زنه
به سرش سرش هم میشکنه![]()
![]()
یه نفر خودش رو می زنه به اون راه گم میشه![]()
![]()
خلاصه بعد از این همه اتفاق یه روز بی هوا از خونه
می ره بیرون خفه میشه!!!!![]()
![]()
به یکی میگن چه روزی عروسیته؟می گه این چهار
شنبه که میاد نه دوشنبه بعد!!!!!!!!![]()
![]()
از دیشب تا حالا فقط به u فکر کردم همه فکر و ذکرم
مشغول u بود امروز و فردا هم میخوام به
به w,x,y,z فکر کنم!! ![]()
![]()
![]()
یارو با ماشینش دور میدون می چرخید می گن
چرا این قدرمیچرخی؟میگه آخه راهنمام گیر کرده![]()
روزی دختر ملا نصر الدین با شوهرش دعوا کرد و
به خانه پدرش آمد و از شوهرش شکایت کرد و
گفت شوهرم مرا کتک می زند ملا نصر الدین
هم دخترش را به باد کتک گرفت و به او گفت:برو به
شوهر نادانت بگو حالا که دختر مرا زدی من هم زن
تو را می زنم ![]()
![]()
چوپان دروغگو میره اون دنیا میگه من دهقان
فداکارم ![]()
![]()
غضنفر یه شب از سر زمین بر می گشته میبینه
کوه ریزش کرده یه قطار هم داره میاد سریع
لباسشو در میاره آتیش می زنه تا قطار رو
نگه داره تا قطار وایمیسته یه نارنجک میندازه
زیر قطار همه رو میکشه میگیرنش تو باز جویی
ازش می پرسن تو که پیرهنتو آتیش زدی تا
قطاربه کوه نخوره پس چرا دیگه نارنجک انداختی؟
میگه من از بچگی دهقان فداکار رو به حسین
فهمیده اشتباه می گرفتم ![]()
![]()
یه روز یه بسیجی شب داشته میرفته یه ستاره
بهش چشمک میزنه میگه الله اکبر ![]()
![]()

۱:داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرن![]()
۲:داداش خر زور تا در مواقع لزوم حال بعضی ها رو بگیره![]()
۳:داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی اف منه![]()
۴:داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنویسه![]()
۵:داداش ماشین دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه![]()
۶:داداشی که چشم دیدنشو نداره (همون داداش واقعی خودش)![]()
طرف پترس فداکار و با دهقان فداکار قاطی میکنه میره
انگشتشو میکنه تو چشم راننده قطار ![]()
![]()
اسمتو رو کوه نوشتم ریزش کرد..... رو آب نوشتم
بخار شد.... رو کاغذ نوشتم پاره شد.... رو شیشه
نوشتم شکست.. برو بابا تو هم با این اسمت ![]()
![]()
یکی تو راس میگی یکی پینوکیو .. یکی تو مهربونی
یکی خاله خرسه..یکی موهای تو قشنگه یکی
موهای آن شرلی.. یکی گوشای تو قشنگه
یکی گوشای زیزیگولو...یکی ما دو تا با هم
خوبیم یکی تام و جری..یکی تو سر کار
رفتی یکی نفر بعدی که اینو میخونه ![]()
![]()
به آسمون که نگاه میکنم تو رو میبینم
...
به ستارگان که نگاه میکنم تو رو میبینم
..
به خورشید که نگاه میکنم تو رو میبینم ...![]()
میشه بری کنار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
فکر میکنم انتخاب خوبی کردم که تو رو برای زندگی
انتخاب کردم..
چون بهت علاقه دارم و فقط تو
میتونی خواسته های منو انجام بدی..
شما هم بگین حایر در خدمت شماست....
* لباسشویی فقط حایر*![]()
خیلی وقت بود که ندیده بودمش... وقتی بعد از
مدت ها دیدیمش خیلی جا خوردم...![]()
بازم هول شدم...دست و پامو گم کردم..![]()
برق چشاش تنمو می لرزونه..
وقتی میبینمش
بی اختیار بدنم میلرزه... هول میشم میخوام
داد برنم .... جیغ بکشم ... گریه کنم![]()
نمیدونم فقط منم که طاقت نگاهشو ندارم یا همه
این طورین؟؟مدتی خیره به هم نگاه کردیم
..
هر کدوم منتظر حرکتی از جانب دیگری بودیم
تا عکس العملی نشون بدیم....اون لحظه مثل یک
قرن بود ...برام ثانیه ها از حرکت ایستاده بودن ...
یه دفعه بی اختیار فریاد کشیدم........
سوووووووووووووووسک ![]()
![]()
![]()
سه دختر و سه پسر فضول با هم قرار گذاشتن
ساعت ۸ رستوران باران ساعت ۸ میشه ...
دو تا از دخترا و ۲ تا از پسرا اومده بودن
ولی یکی از دخترا و یکی از پسرا نیومده بودن!!
آخه اونا در حال فضولی هستن و دارن
این وبلاگو میخونن!
پاشو عزیزم فضولی
بسته پاشو بیا سر قرارت ![]()
![]()
![]()
صبخ که از خواب پا میشم نمیتونم صبحانه بخورم
چون به فکر تو هستم...
ظهر که وقت نهار میشه
نمیتونم نهار بخورم چون به فکر تو هستم ...
شب
که نوبت شام میشه بازم نمیتونم شام بخورم چون
بازم به فکر تو هستم .....
شب که میخوام بخوابم
خوابم نمیبره چون گشنمه![]()
![]()
![]()
دونفر در طول مهمانی کنار هم نشسته بودند و در
طول دو ساعت یک کلمه هم با هم حرف نزدند. ![]()
پس از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت:پیشنهاد
میکنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ۱. هزار تومن پول
خواست.پدر گفت چی نه هزار؟هشت هزار و
میخوای چی کار؟؟تو هفت هزار هم زیادته چه
برسه به شش هزار
بابام به من ۵ هزار هم
نداده که حالا من ۴ هزار به تو بدم حالا سه
هزار و میخوای چی کار ؟دو هزار کافیه؟بیا این
هزار تومنو بگیر بچه میگیره میشماره می بینه
پونصد تومنه![]()
![]()
میدونی وقتی خدا دومین سیاه پوست رو آفرید چی
گفت؟![]()
گفت:ااااااااااااااااه اینم که سوخت![]()
![]()
مغز مردها گرانتر از مغز زنهاست چون مغزآکبند گرانتر
از مغز کار کرده است ![]()
![]()
![]()
![]()
اگر مردها به اندازه حماقتشان عقل داشتند دنیا پر از
فیلسوف میشد ![]()
![]()
اگه مردونگی مرده.. اگه رفاقت ها رنگ باخته.. اگه
عشق دیگه معنا نداره... اگه دنیا پر از نامردیه....
اگه آرامش دیگه نیست .................
آخه به تو چه.. تو وبلاگتو بخون ![]()
![]()
![]()
سلام خوبی؟ دیشب خوابتو دیدم..
با یه
لباس نارنجی خوشرنگ اومده بودی دم
خونه ما..هر چی اصرار کردم بیا تو گفتی که فقط
زود آشغالاتونو بیار ![]()
![]()
خیلی دلم میخواد لبامو بذارم رو لبات..![]()
اما مامانم
نمیذاره میگه نوشابه رو باید با نی بخوری![]()
![]()
اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژلب بزند کلاه عجیب و
غریب سرش بگذارد شوهرش با اکراه او را با خود
به خیابان می برد ولی اگر کلاه کوچکی سرش
بگذارد کت و دامن خیاط دوز تن بکند شوهرش
با کمال میل او رابیرون می برد و تمام مدت
به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و رژ لب
زده و کلاه عجیب و غریبی سرش گذاشته خیره
میشود![]()
![]()
بی تو هرگز...... با تو بابام نمیذاره ...![]()
![]()
زن بدون مرد مثل ماهی بدون دو چرخه اس!!!!!!!![]()
![]()
مرد مثل همان خروسی است که فکر میکند
خورشیدبرای این طلوع میکند که صدای
قوقولی قوقوی او را بشنود ![]()
مردها دارای قوه بینایی هسنن ولی زنها
بینش بالایی دارن![]()
زن بودن کار شاقی است چون مستلزم سر و کله
زدن با مردها است ![]()
فقط ۹۹٪مردها هستن که باعث بدنامی ۱٪باقی
مانده میشوند ![]()
![]()
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و
جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند
کاری که باز آرد به کنعان غم مخور کلبه احزان
شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن
توانستن است![]()
تو این دنیا هر کسی یه نیمه گمشده داره که فقط
لایق همونه پس سعی نکن در ساختن پازل
زندگیت تقلب کنی ![]()
![]()
خورشید داشت کم کم غروب میکرد اسحاق نیم
ساعت دیگه با خانه اش فاصله داشت ولی به
هیچ رقمی هیچ رمقی در پاهایش نمانده
بود کشان کشان خود را به درختی رساند تا
اندکی استراحت کرده و نفسی تازه کند.![]()
صدای زوزه کفتارهایی که لحظه به لحظه
نزدیکتر می شدند از دور به گوش میرسید
فرصت چندانی نداشت.گرسنه بود و تشنه
و باید دوباره به راه می افتاد.به زانوهایش فشار
آورد تا دوباره بایستد که ناگهان سیبی از بالای
درخت پایین افتاد و در کنار پاهای ناتوانش فرود
آمد.خم شد و سیب را بر داشت.سرخی سیب
در برابر نارنجی غروب همچون گویی آتشین
می نمود.شاید این سیب هدیه ای بود از
طرف پروردگار تا به اسحاق قدرتی بدهد و
راه را بر او آسانتر کند. اما نه...................
این سیب برای امر مهمتری فرستاده شده بود..
با خود اندیشیدای خدا !تو هم وقت گیر آوردی ها!
من جون ندارم راه برم تو آدم رو مجبور میکنی
(جاذبه رمین) رو کشف کنه؟![]()
![]()
![]()
اسحاق نیوتن جوان سی و چند ساله راه حلهای
زیادی را از سر گذراند:آیا بهتر است خود را به
کوچه علی چپ بزند و چنان وانمود کند که
سیب را ندیده است؟؟آیا بهتر است سیب را
برداشته و برای آذوقه راه با خود ببرد؟آیا
بهتر است آن را به سوی کفتار هایی که
هر آن نزدیکتر می شدند شوت کند؟؟
و یا آنکه بنشیند و زیر لب به زمین و آسمان
فحش دهد و جاذبه زمین را کشف کند و او
همچون دیگر مردان بزرگ و نام آور جهان
سخت ترین راه را بر گزید اندکی فکر کرد :
من همین جا اینوکشف کنم بهتره تا اینکه
تو حموم کشفش کنم
کوشید و کوشید
تا بفهمد چرا سیب به جای اینکه بالا بیفتد
پایین افتاد؟ مگر نه اینکه E=mc2نه اونو
یکی دیگه قراره بعدا کشف کنه تلاش کرد تا
گفته های معلم فیزیک دوم راهنمایی اش
را به یاد آورد ولی سودی نداشت دوباره
با خود اندیشید فرض کنیم زمین نیرویی داره
که همه چیز رو به خودش چذب میکنه و
و فزض کنیم بهش میگیم(نیروی جاذبه زمین)
خب این از این!حالا فرض کنیم این جاذبه زمین
رو با G نشون بدیم و مقدارش هم مثلا
هست فلان قدر.....![]()
![]()
![]()
آهان همینه!یافتم یافتم گازی به سیب زد و
تخته گاز به سوی خانه شان شتافت تا خبر
این کشف بزرگ را به مادر و عمه رزیتای پیر
بدهد!
***********************************
توماس آلوا ادیسون روی صندلی چوبی گوشه لابراتوار
کوچکش نشسته بود و زیر نور شمع به لامپی که
قرار بود اختراع کند می نگریست و با خودمیگفت:
دیگه هر چی بود و نبود که اختراع کردم این یکی رو
هم که اختراع کنم دیگه تموم میشه و مجبورم تا آخر
عمر بشینم سماق میک بزنم آیندگان! خوب
نشستین پای کامپیوتراتون و برا خودتون حال
می کنین ها!!از جای بر خاست و به سوی لامپ
رفت.تنگستن یا آلومینیوم؟ده بیست سه پونزده
هزار و شصت و شونزده هر کی میگه پونزده
نیست هیفده هیجده نوزده بیست:تنگستن
پس دو سر آنرا به سیم وصل کرد و حباب
شیشه ای اش را بر داشت و بر روی آن
گذاشت کلید را که زد ناگهان تلالویی وصف ناشدنی
درخشید و تمام آزمایشگاه را چون روز روشن کرد ![]()
ادیسون اختراع جدیدش را خاموش کرد تا برق زیاد
مصرف نشود
باز گشت و دفتر چه کوچکش را زیر نور شمع
گشود و یک شماره دیگر به آن افزود ۱۰۹۳ و
آن را لامپ نامید کشوی چوبی میزش را گشود
و بسته سماق را بیرون آورد![]()
![]()
الکساندر گراهام بل با دستان لرزان خود آخرین سیم
ها را به هم گره می زد.امیدوار بود که این بار همه
چیز با موفقیت پیش برود و بوق اشغال نشنود ![]()
دستیارش توماس را صدا زد تا برای آخرین بار دستگاه
انتقال صدای خود را آزمایش کنند دوباره فریاد زد:
توماس؟! پاشو بیا یه دقیقه اینجا با هم این
لامصب رو چک کنیم!
بسه بابا!این قدر sms
برای ملت نفرست!
بیا من میرم اون اتاق زنگ
میزنم دوتا زنگ زد وردار که رو پیغامگیر نره!![]()
سپس به اتاق دیگری رفت و به شماره گیری
پرداخت...مشترک گرامی!شماره مورد نظر تغییر
یافته است. لطفا جهت اطلاعات بیشتر با
۱۱۸تماس بگیرید!متشکرم!![]()
![]()
گراهام بل گوشی را محکم گذاشت و با خشم
فریاد زد:توماس؟؟این شماره ات چند بود؟![]()
شروع به شماره گیری مجددکرد.ناگهان
دستگاه انتقال صوتی به صدا در آمد توماس
گوشی را برداشت و گفت:الو؟الو؟بل از آن
طرف در داخل گوشی فوت کرد
توماس غرید
که مگه تو خواهر مادر نداری که مزاحم میشی
احمق؟؟؟![]()
![]()
بل خندید و گفت:منم بابا!توماس گفت:اِ.. شرمنده!
صداتو نشناختم!این اختراعت خیلی آسه ولی
چقدر پای تلفن صدات عوض میشه!
بل از شدت خوشحالی و موفقیت در این اختراع
در پوست خود نمی گنجید خندید و گفت:آره
. البته این هم داره شارژش تموم میشه .
من قطع میکنم با اون یکی گوشی میگیرم
بذار به خانومم هم زنگ بزنم و بهش خبر بدم ![]()
توماس لبخندی زد و گفت:ok تو برو چون من
هم پشت خطی دارم
.راستی اسم این
دستگاه رو چی میخوای بذاری؟؟؟؟؟موبایل؟
بل گفت:نه نه فعلا می ذاریمش تلفن تا بعد
و تقریبا همین گونه بود کشف اتومبیل و اسب بخار
و دینامیت و چرخ گ.شت و غیره!! ![]()
![]()
when one door shuts another opens*
*وقتی یک در بسته میشود دیگری باز میشود
*خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
you wont miss so much*
*شما چیز زیادی هم از دست نخواهید داد
*چنان آش دهن سوزی هم نیست
you are never too old to learn*
*هرگز برای یادگیری پیر نیستی
*ز گهواره تا گور دانش بجوی
you cant teach an old dog new tricks*
*شما نمیتوانید به یک سگ پیر فنهای جدید یاد بدهید
*شخص اگر در پیری پلو خوردن یاد بگیره لقمه رو به گوشش میگذارد
you cant eat your cake and have it*
*شما نمیتوانید هم کیکیتان را بخورید و هم آنرا داشته باشید
*هم خدا را میخواهی هم خرما را
when you want something done do it youeself*
*وقتی میخواهی کاری انجام شود خودت آنرا انجام بده
*کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
more catholic than pope
از پاپ کاتولیک تر شدن
کاشه داغتر از آش
more haste less speed*
*عجله بیشتر سرعت کمتر
*عجله کار شیطان است
when in Roms do as the Romans do*
*وقتی که در رم هستی مانند رمی ها عمل کن
*خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو
when pigs fly*
*زمانی که خوکها پرواز کنند
*وقت گل نی
when the cats away the mice will play*
*وقتی گربه نیست موشها بازی خواهند کرد
*آب که سر بالا رفت قورباغه ابو عطا میخونه
when two sundays meet*
*وقتی که دو تا یکشنبه به هم برسند
*اگر پشت گوشت را دیدی
where it is well with me there is my country*
*آنجا که با من خوب است کشور من است
*آدمی کجا خوش است آنجا که دل خوش است
where there s smoke there s fire*
*آنجا که دود هست آتش هم هست
*تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها
wishes wont wash dishes*
*آرزو ها و خیالات ظرف ها را نخواهند شست
*با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه
dont be born good or handsome but be born lucky*
*خوش شانس متولد شوی بهتر از آن است که زیبا متولد شوی
*یه جو شانس بهتر از صد جو زیبایی است
knowledge is power*
*دانش نیرو است
*توانا بود هر که دانا بود
liars have need of good memories*
* دروغگوها نیاز به حافظه خوب دارند
*آدم دروغگو کم حافظه است
like father like son*
*مثل پدر مثل پسر
*تره به تخمش میره حسنی به باباش
look before you leap*
*قبل از اینکه بپری نگاه کن
*بی گدار به آب نزن
love is blind*
*عشق کور است
*آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست
love me love my dog*
*مرا دوست داری سگ مرا هم دوست بدار
*اگر گوش عزیز است گوشواره هم عزیز است
killing two birds with one stone*
*با یک سنگ دو پرنده را کشتن
*با یک تیر دو نشان زدن
Man proposes God disposes*
*انسان طلب میکند و خدا بر آورده میسازد
*از تو حرکت از خدا برکت
many hands make light work*
*کمک زیاد باعث سبکی کار میشود
*یک دست صدا ندارد
misfortune seldom comes alone*
*بد شانسی بندرت به تنهایی می آید
*بدبختی که می آید پشت سر هم می آید
money does not grow on trees*
*پول بر روی درخت نمی روید
*پول که علف خرس نیست
misery loves company*
*شخص بدبخت دوست دارد که همراه داشته باشد
*خرمن سوخته خرمن سوخته را خواهد
(روزهای زندگی)![]()